جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵۰ نتیجه برای «خانه» با فیلتر وحشی بافقی، مثنوی · صفحهٔ ۱ از ۵
- لوح معنی در دامن حکایت نهادن و زبان به درس نکته گشادن در تعریف مکتبی که لعبت خانهٔ چین از او نشانهایست و حدیث خلدبرین افسانهای وحشی بافقیکه مکتبخانهای گردید تعیینچه مکتب، خانهای پر لعبت چین
- دایرهٔ پرگار سخن را از پرگار خانهٔ دو زبان ساختن و در میدانگاه خاتمهٔ بیان علم فراغت افراختن و خاتمه سخن را به مناجات مثنی کردن و نامهٔ کن و خامهٔ قدرت تمام نمودن رسالهٔ رسالت به نعمت مهر محمدی ختم نمودن وحشی بافقیبحمدالله که گر دیدیم رنجیدر آخر یافتیم این طور گنجی
- رفتن معلم به در خانهٔ دستور و بیان کردن عشق ناظر نسبت به منظور و مقدمهٔ درد فراق و آغاز حکایت اشتیاق وحشی بافقیاز آن روزی که این مخدوم زادهبه مکتب خانه من پا نهاده
- بیتابی ناظر از شعلهٔ جدایی و اضطراب نمودن از داغ بینوایی و خویشتن را بر مشق جنون داشتن و شرح درون خویش بر چهرهٔ معلم نگاشتن وحشی بافقیچو آن زرین قلم از خانهٔ زرکشید از سیم مدبر لوح اخضر
- بخش ۱۸ - حکایت وحشی بافقیچو پر زد دید بال خویش بستهعدوی خانه در پهلو نشسته
- بخش ۸ - حکایت وحشی بافقیبه خورشید سخن نِه دیدهٔ دلمشو خفاشِ ظلمت خانهی گل
- در تعریف محیطی که موجش با قوس قزح برابری میکرد و کشتیش به زورق آفتاب سر در نمیآورد وحشی بافقیمنم بر باد داده خانه خویشجدا افتاده از کاشانهٔ خویش
- در ستایش کاخ میرمیران وحشی بافقیزین طربخانه نشاط انگیزرفته غم تا در عدم به گریز
- بخش ۱۶ - در جستجوی جایی دلکش و سرزمینی خرم وحشی بافقیرمد طبعش ز فکر آب و دانهارم باشد بر او صیادخانه
- بخش ۹ - گفتار در نکویی خموشی و عشق وحشی بافقیزبان بسیار سر بر باد دادستزبان سر را عدوی خانه زادست
- در منشاء انشاء این نامه غریبالمعانی و باعث تصنیف این نسخهٔ نادر بیانی وحشی بافقیچو خواهم خویش را از تیرگی دورز برق آه خشم خانه را نور
- رو به میدان معانی کردن و تیغ دو زبان برآوردن در مدح شهسواری که از دو انگشت نوک تیغ دو سر دیدهٔ شرک را کور نمود و از بنان ذوالفقار پیکر باب خیبر گشاده وحشی بافقیز مهر او منور خانهٔ خاکبه نام او مزین مهر افلاک
