پادشاهی اسکندر فردوسی
این بخش از «شاهنامه» فردوسی است و ۴۷ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۴۷).
- مورد منتشرشده
- ۴۷
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
جهان این بخش
شخصیتها
- سام پهلوانی و افسانهای
پهلوانی زابلی و پدر زال. از بهدنیا آمدن پسرش با موی سپید ناخشنود شد و او را در دامنهٔ البرز رها کرد؛ بعدها در بارگاه منوچهر جایگاهی بلند دارد.
- زال پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: دستان، زال زر
پسر سام و پدر رستم. با موی سپید به دنیا آمد و سیمرغ او را در آشیانهاش پرورد؛ بعد بر زابلستان فرمان راند و با رودابه پیوند بست.
- رودابه پهلوانی و افسانهای
همسر زال و مادر رستم. در سختیِ زایمانش به راهنمایی سیمرغ موبدی بر بالینش آمد و رستم به شیوهای شگفت از مادر جدا شد، بی آنکه مادر بمیرد.
- رستم پهلوانی و افسانهای · شخصیت اصلی
نامهای دیگر: تهمتن، رستم دستان، پیلتن
نامآورترین پهلوان شاهنامه و فرزند زال و رودابه. اسبش رخش است و از ماجراهای مشهورش هفتخان، نبرد با سهراب و نبرد با اسفندیار را میشمارند.
- تهمینه پهلوانی و افسانهای
دختر شاه سمنگان، همسر رستم و مادر سهراب. شبی که رستم میهمان سمنگان بود، خود به بالین او رفت و از او فرزندی خواست.
- سهراب پهلوانی و افسانهای
پسر رستم و تهمینه که در سمنگان به دنیا آمد. نبردی میان او و رستم از رویدادهای نامآور زندگی رستم شمرده میشود.
- کیکاووس پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: کاووس
شاه کیانی و پدر سیاوش. رستم او را از بند شاه هاماوران رهانید و سیاوش را هم برای آموزش به رستم سپرد.
- سیاوش پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: سیاووش
فرزند کیکاووس و پدر کیخسرو. سالها نزد رستم در زابلستان پرورش یافت و در شاهنامه چهرهای پاکدل و بیگناه دارد.
- افراسیاب پهلوانی و افسانهای
شاه اسطورهای توران و پسر پشنگ. در داستانهای رستم و سیاوش حریف ایرانیان است و سرانجام به دست کیخسرو کشته میشود.
- گشتاسپ پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: کیگشتاسپ
شاه کیانی، پسر لهراسپ و پدر اسفندیار. یکی از بخشهای شاهنامه به پادشاهی او نام گرفته است.
- اسفندیار پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: اسپندیار
شاهزادهٔ کیانی و پسر گشتاسپ. بیش از هر چیز به نبرد سوگانگیزش با رستم شناخته میشود که در آن کشته میشود.
- سیمرغ اسطورهای
پرندهای اسطورهای که زال را پرورد و در سراسر زندگی یار او و پسرش رستم بود.
- ۱بخش ۱سکندر چو بر تخت بنشست گفتکه با جان شاهان خرد باد جفتخواندن شعر ‹
- ۲بخش ۲بفرمود تا پیش او شد دبیرقلم خواست چینی و رومی حریرخواندن شعر ‹
- ۳بخش ۳دلارای چون آن سخنها شنیدیکی باد سرد از جگر برکشیدخواندن شعر ‹
- ۴بخش ۴ز عموریه مادرش را بخواندچو آمد سخنهای دارا براندخواندن شعر ‹
- ۵بخش ۵چنین گفت گویندهٔ پهلویشگفت آیدت کاین سخن بشنویخواندن شعر ‹
- ۶بخش ۶چو بشنید مهران ز کید این سخنبدو گفت ازین خواب دل بد مکنخواندن شعر ‹
- ۷بخش ۷سکندر چو کرد اندر ایران نگاهبدانست کو را شد آن تاج و گاهخواندن شعر ‹
- ۸بخش ۸چو نامه بر کید هندی رسیدفرستادهٔ پادشا را بدیدخواندن شعر ‹
- ۹بخش ۹فرستاده آمد به کردار بادبگفت آنچ بشنید و نامه بدادخواندن شعر ‹
- ۱۰بخش ۱۰گزین کرد زان رومیان مرد چندخردمند و بادانش و بیگزندخواندن شعر ‹
- ۱۱بخش ۱۱فرستاده برگشت زان مرز و بومبیامد به نزدیک پیران رومخواندن شعر ‹
- ۱۲بخش ۱۲چو شد کار آن سروبن ساختهبه آیین او جای پرداختهخواندن شعر ‹
- ۱۳بخش ۱۳بفرمود تا رفت پیشش پزشککه علت بگفتی چو دیدی سرشکخواندن شعر ‹
- ۱۴بخش ۱۴ازان پس بفرمود کان جام زردبیارند پر کرده از آب سردخواندن شعر ‹
- ۱۵بخش ۱۵ز میلاد چون باد لشکر براندبه قنوج شد گنجش آنجا بماندخواندن شعر ‹
- ۱۶بخش ۱۶چو آن نامه برخواند فور سترگبرآشفت زان نامدار بزرگخواندن شعر ‹
