پادشاهی خسرو پرویز فردوسی
این بخش از «شاهنامه» فردوسی است و ۷۶ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۷۶).
- مورد منتشرشده
- ۷۶
- صفحه
- ۵
ترتیب: صعودی · نزولی
جهان این بخش
شخصیتها
- سام پهلوانی و افسانهای
پهلوانی زابلی و پدر زال. از بهدنیا آمدن پسرش با موی سپید ناخشنود شد و او را در دامنهٔ البرز رها کرد؛ بعدها در بارگاه منوچهر جایگاهی بلند دارد.
- زال پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: دستان، زال زر
پسر سام و پدر رستم. با موی سپید به دنیا آمد و سیمرغ او را در آشیانهاش پرورد؛ بعد بر زابلستان فرمان راند و با رودابه پیوند بست.
- رودابه پهلوانی و افسانهای
همسر زال و مادر رستم. در سختیِ زایمانش به راهنمایی سیمرغ موبدی بر بالینش آمد و رستم به شیوهای شگفت از مادر جدا شد، بی آنکه مادر بمیرد.
- رستم پهلوانی و افسانهای · شخصیت اصلی
نامهای دیگر: تهمتن، رستم دستان، پیلتن
نامآورترین پهلوان شاهنامه و فرزند زال و رودابه. اسبش رخش است و از ماجراهای مشهورش هفتخان، نبرد با سهراب و نبرد با اسفندیار را میشمارند.
- تهمینه پهلوانی و افسانهای
دختر شاه سمنگان، همسر رستم و مادر سهراب. شبی که رستم میهمان سمنگان بود، خود به بالین او رفت و از او فرزندی خواست.
- سهراب پهلوانی و افسانهای
پسر رستم و تهمینه که در سمنگان به دنیا آمد. نبردی میان او و رستم از رویدادهای نامآور زندگی رستم شمرده میشود.
- کیکاووس پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: کاووس
شاه کیانی و پدر سیاوش. رستم او را از بند شاه هاماوران رهانید و سیاوش را هم برای آموزش به رستم سپرد.
- سیاوش پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: سیاووش
فرزند کیکاووس و پدر کیخسرو. سالها نزد رستم در زابلستان پرورش یافت و در شاهنامه چهرهای پاکدل و بیگناه دارد.
- افراسیاب پهلوانی و افسانهای
شاه اسطورهای توران و پسر پشنگ. در داستانهای رستم و سیاوش حریف ایرانیان است و سرانجام به دست کیخسرو کشته میشود.
- گشتاسپ پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: کیگشتاسپ
شاه کیانی، پسر لهراسپ و پدر اسفندیار. یکی از بخشهای شاهنامه به پادشاهی او نام گرفته است.
- اسفندیار پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: اسپندیار
شاهزادهٔ کیانی و پسر گشتاسپ. بیش از هر چیز به نبرد سوگانگیزش با رستم شناخته میشود که در آن کشته میشود.
- سیمرغ اسطورهای
پرندهای اسطورهای که زال را پرورد و در سراسر زندگی یار او و پسرش رستم بود.
- ۱بخش ۱چوگستهم وبندوی به آذرگشسپفگندند مردی سبک بر دو اسپخواندن شعر ‹
- ۲بخش ۲چو خسرو نشست از برتخت زربرفتند هرکس که بودش هنرخواندن شعر ‹
- ۳بخش ۳چو پنهان شد آن چادر آبنوسبگوش آمد از دوربانگ خروسخواندن شعر ‹
- ۴بخش ۴چو بشنید بهرام کز روزگارچه آمد بران نامور شهریارخواندن شعر ‹
- ۵بخش ۵رسیدند بهرام و خسرو به همگشاده یکی روی و دیگر دژمخواندن شعر ‹
- ۶بخش ۶چوخواهرش بشنید کامد ز راهبرادرش پر درد زان رزمگاهخواندن شعر ‹
- ۷بخش ۷وزان روی شد شهریار جوانچوبگذشت شاد از پل نهروانخواندن شعر ‹
- ۸بخش ۸وزین روی بنشست بهرام گردبزرگان برفتند با او وخردخواندن شعر ‹
- ۹بخش ۹ز لشکر گزین کرد بهرام شیرسپاهی جهانگیر وگرد و دلیرخواندن شعر ‹
- ۱۰بخش ۱۰وزآن جایگه شد به پیش پدردو دیده پر از آب و پر خون جگرخواندن شعر ‹
- ۱۱بخش ۱۱چوبهرام رفت اندر ایوان شاهگزین کرد زان لشکر کینه خواهخواندن شعر ‹
- ۱۲بخش ۱۲چوروی زمین گشت خورشید فامسخن گوی بندوی برشد ببامخواندن شعر ‹
- ۱۳بخش ۱۳چو خورشید خنجر کشید از نیامپدید آمد آن مطرف زردفامخواندن شعر ‹
- ۱۴بخش ۱۴چوپیدا شد آن چادر قیرگوندرفشان شد اختر بچرخ اندرونخواندن شعر ‹
- ۱۵بخش ۱۵همیبود بندوی بسته چو یوزبه زندان بهرام هفتاد روزخواندن شعر ‹
- ۱۶بخش ۱۶همیتاخت خسرو به پیش اندروننه آب وگیا بود و نه رهنمونخواندن شعر ‹
