پادشاهی شاپور ذوالاکتاف فردوسی
این بخش از «شاهنامه» فردوسی است و ۱۶ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۶).
- مورد منتشرشده
- ۱۶
ترتیب: صعودی · نزولی
جهان این بخش
شخصیتها
- سام پهلوانی و افسانهای
پهلوانی زابلی و پدر زال. از بهدنیا آمدن پسرش با موی سپید ناخشنود شد و او را در دامنهٔ البرز رها کرد؛ بعدها در بارگاه منوچهر جایگاهی بلند دارد.
- زال پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: دستان، زال زر
پسر سام و پدر رستم. با موی سپید به دنیا آمد و سیمرغ او را در آشیانهاش پرورد؛ بعد بر زابلستان فرمان راند و با رودابه پیوند بست.
- رودابه پهلوانی و افسانهای
همسر زال و مادر رستم. در سختیِ زایمانش به راهنمایی سیمرغ موبدی بر بالینش آمد و رستم به شیوهای شگفت از مادر جدا شد، بی آنکه مادر بمیرد.
- رستم پهلوانی و افسانهای · شخصیت اصلی
نامهای دیگر: تهمتن، رستم دستان، پیلتن
نامآورترین پهلوان شاهنامه و فرزند زال و رودابه. اسبش رخش است و از ماجراهای مشهورش هفتخان، نبرد با سهراب و نبرد با اسفندیار را میشمارند.
- تهمینه پهلوانی و افسانهای
دختر شاه سمنگان، همسر رستم و مادر سهراب. شبی که رستم میهمان سمنگان بود، خود به بالین او رفت و از او فرزندی خواست.
- سهراب پهلوانی و افسانهای
پسر رستم و تهمینه که در سمنگان به دنیا آمد. نبردی میان او و رستم از رویدادهای نامآور زندگی رستم شمرده میشود.
- کیکاووس پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: کاووس
شاه کیانی و پدر سیاوش. رستم او را از بند شاه هاماوران رهانید و سیاوش را هم برای آموزش به رستم سپرد.
- سیاوش پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: سیاووش
فرزند کیکاووس و پدر کیخسرو. سالها نزد رستم در زابلستان پرورش یافت و در شاهنامه چهرهای پاکدل و بیگناه دارد.
- افراسیاب پهلوانی و افسانهای
شاه اسطورهای توران و پسر پشنگ. در داستانهای رستم و سیاوش حریف ایرانیان است و سرانجام به دست کیخسرو کشته میشود.
- گشتاسپ پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: کیگشتاسپ
شاه کیانی، پسر لهراسپ و پدر اسفندیار. یکی از بخشهای شاهنامه به پادشاهی او نام گرفته است.
- اسفندیار پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: اسپندیار
شاهزادهٔ کیانی و پسر گشتاسپ. بیش از هر چیز به نبرد سوگانگیزش با رستم شناخته میشود که در آن کشته میشود.
- سیمرغ اسطورهای
پرندهای اسطورهای که زال را پرورد و در سراسر زندگی یار او و پسرش رستم بود.
- ۱بخش ۱به شاهی برو آفرین خواندندهمه مهتران گوهر افشاندندخواندن شعر ‹
- ۲بخش ۲چو یک چند بگذشت بر شاه روزفروزنده شد تاج گیتی فروزخواندن شعر ‹
- ۳بخش ۳به شبگیر شاپور یل برنشستهمی رفت جوشان کمانی به دستخواندن شعر ‹
- ۴بخش ۴ز خاور چو خورشید بنمود تاجگل زرد شد بر زمین رنگ ساجخواندن شعر ‹
- ۵بخش ۵چنان بد که یک روز با تاج و گنجهمی داشت از بودنی دل به رنجخواندن شعر ‹
- ۶بخش ۶چنین تا برآمد برین چندگاهبه ایران پراگنده گشته سپاهخواندن شعر ‹
- ۷بخش ۷چو بر زد سر از برج شیر آفتابببالید روز و بپالود خوابخواندن شعر ‹
- ۸بخش ۸ببود آن شب و خورد و گفت و شنیدسپیده چو از کوه سر بر کشیدخواندن شعر ‹
- ۹بخش ۹چو پالیزبان گفت و موبد شنیدبه روشن روان مرد دانا بدیدخواندن شعر ‹
- ۱۰بخش ۱۰بسی برنیامد برین روزگارکه شد مردم لشکری شش هزارخواندن شعر ‹
- ۱۱بخش ۱۱چو شب دامن روز اندر کشیددرفش خور آمد ز بالا پدیدخواندن شعر ‹
- ۱۲بخش ۱۲عرضگاه و دیوان بیاراستندکلید در گنجها خواستندخواندن شعر ‹
- ۱۳بخش ۱۳یکی مرد بود از نژاد سرانهم از تخمهٔ نامور قیصرانخواندن شعر ‹
- ۱۴بخش ۱۴برانوش چون پاسخ نامه دیدز شادی دل پاکتن بردمیدخواندن شعر ‹
- ۱۵بخش ۱۵ز شاهیش بگذشت پنجاه سالکه اندر زمانه نبودش همالخواندن شعر ‹
- ۱۶بخش ۱۶ز شاپور زانگونه شد روزگارکه در باغ با گل ندیدند خارخواندن شعر ‹
