بخش

دفتر اول مولانا

این بخش از «مثنوی معنوی» مولانا است و ۱۷۲ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۷۲).

مورد منتشرشده
۱۷۲
صفحه
۱۱

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۱۷۲ مورد · نمایش ۹۷ تا ۱۱۲)

  1. ۹۷بخش ۹۷ - داستان پیر چنگی کی در عهد عمر رضی الله عنه از بهر خدا روز بی‌نوایی چنگ زد میان گورستانآن شنیدستی که در عهد عمربود چنگی مطربی با کر و فرخواندن شعر ‹
  2. ۹۸بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لهاگفت پیغامبر که نفحتهای حقاندرین ایام می‌آرد سبقخواندن شعر ‹
  3. ۹۹بخش ۹۹ - قصهٔ سوال کردن عایشه رضی الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی امروز باران بارید چون تو سوی گورستان رفتی جامه‌های تو چون تر نیستمصطفی روزی به گورستان برفتبا جنازهٔ مردی از یاران برفتخواندن شعر ‹
  4. ۱۰۰بخش ۱۰۰ - تفسیر بیت حکیم سنائی رضی‌ الله عنه «آسمانهاست در ولایتِ جان، کارفرمای آسمان جهان» «در ره روح پست و بالاهاست،  کوههای بلند و دریاهاست»غیب را ابری و آبی دیگرستآسمان و آفتابی دیگرستخواندن شعر ‹
  5. ۱۰۱بخش ۱۰۱ - در معنی این حدیث کی اغتنموا برد الربیع الی آخرهگفت پیغامبر ز سرمای بهارتن مپوشانید یاران زینهارخواندن شعر ‹
  6. ۱۰۲بخش ۱۰۲ - پرسیدن صدیقه رضی‌الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بودگفت صدیقه که ای زبدهٔ وجودحکمت باران امروزین چه بودخواندن شعر ‹
  7. ۱۰۳بخش ۱۰۳ - بقیهٔ قصهٔ پیر چنگی و بیان مخلص آنمطربی کز وی جهان شد پر طربرُسته ز آوازش خیالاتِ عجبخواندن شعر ‹
  8. ۱۰۴بخش ۱۰۴ - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال به آن مرد ده کی در گورستان خفته استآن زمان حق بر عُمَر خوابی گماشتتا که خویش از خواب نتوانست داشتخواندن شعر ‹
  9. ۱۰۵بخش ۱۰۵ - نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند «ما روی مبارک ترا به هنگام وعظ نمی‌بینیم» و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سؤال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریحاُسُتنِ حنّانه از هِجر رسولناله می‌زد همچو ارباب عُقولخواندن شعر ‹
  10. ۱۰۶بخش ۱۰۶ - اظهار معجزهٔ پیغمبر صلی الله علیه و سلم به سخن آمدن سنگ‌ریزه در دست ابوجهل علیه اللعنه و گواهی دادن سنگ‌ریزه بر حقیت محمد صلی الله علیه و سلم به رسالت اوسنگها اندر کف بوجهل بودگفت ای احمد بگو این چیست زودخواندن شعر ‹
  11. ۱۰۷بخش ۱۰۷ - بقیهٔ قصهٔ مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عُمَر -رضی الله عنه- به او آنچه هاتف آواز دادباز گرد و حال مطرب گوش‌دارزانک عاجز گشت مطرب ز انتظارخواندن شعر ‹
  12. ۱۰۸بخش ۱۰۸ - گردانیدن عمر رضی الله عنه نظر او را از مقام گریه کی هستیست به مقام استغراقپس عمر گفتش که این زاری توهست هم آثار هشیاری توخواندن شعر ‹
  13. ۱۰۹بخش ۱۰۹ - تفسیر دعای آن دو فرشته کی هر روز بر سر هر بازاری منادی می‌کنند کی اللهم اعط کل منفق خلفا اللهم اعط کل ممسک تلفا و بیان کردن کی آن منفق مجاهد راه حقست نی مسرف راه هواگفت پیغامبر که دایم بهر پنددو فرشته خوش منادی می‌کنندخواندن شعر ‹
  14. ۱۱۰بخش ۱۱۰ - قصهٔ خلیفه کی در کرم در زمان خود از حاتم طائی گذشته بود و نظیر خود نداشتیک خلیفه بود در ایام پیشکرده حاتم را غلام جود خویشخواندن شعر ‹
  15. ۱۱۱بخش ۱۱۱ - قصهٔ اعرابی درویش و ماجرای زن با او به سبب قلت و درویشییک شب اعرابی‌زنی مر شوی راگفت و از حد برد گفت و گوی راخواندن شعر ‹
  16. ۱۱۲بخش ۱۱۲ - مغرور شدن مریدان محتاج به مدعیان مزور و ایشان را شیخ و محتشم و واصل پنداشتن و نقل را از نقد فرق نادانستن و بر بسته را از بر رستهبهر این گفتند دانایان بفنمیهمان محسنان باید شدنخواندن شعر ‹