بخش

دفتر اول مولانا

این بخش از «مثنوی معنوی» مولانا است و ۱۷۲ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۷۲).

مورد منتشرشده
۱۷۲
صفحه
۱۱

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۱۷۲ مورد · نمایش ۱۴۵ تا ۱۶۰)

  1. ۱۴۵بخش ۱۴۵ - ادب کردن شیر گرگ را کی در قسمت بی‌ادبی کرده بودگرگ را بر کند سر، آن سرفرازتا نماند دوسری و امتیازخواندن شعر ‹
  2. ۱۴۶بخش ۱۴۶ - تهدید کردن نوح علیه‌السلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای می‌پیچید در میان این بحقیقت ای مخذولانگفت نوح ای سرکشانْ من، من نیممن ز جان مُردم به جانان می‌زیمخواندن شعر ‹
  3. ۱۴۷بخش ۱۴۷ - نشاندن پادشاه، صوفیانِ عارف را پیش روی خویش تا چشمشان بدیشان روشن شودپادشاهان را چنان عادت بوداین شنیده باشی ار یادت بودخواندن شعر ‹
  4. ۱۴۸بخش ۱۴۸ - آمدن مهمان پیش یوسف علیه‌السلام و تقاضا کردن یوسف علیه‌السلام ازو تحفه و ارمغانآمد از آفاق، یار مهربانیوسف صِدّیق را شد میهمانخواندن شعر ‹
  5. ۱۴۹بخش ۱۴۹ - گفتن مهمان یوسف علیه‌السلام کی آینه‌ای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنیگفت یوسف هین بیاور ارمغاناو ز شرمِ این تقاضا زد فغانخواندن شعر ‹
  6. ۱۵۰بخش ۱۵۰ - مرتد شدن کاتب وحی به سبب آنک پرتو وحی برو زد آن آیت را پیش از پیغامبر صلی الله علیه و سلم بخواند گفت پس من هم محل وحیمپیش از عثمان یکی نساخ بودکو به نسخ وحی جدی می‌نمودخواندن شعر ‹
  7. ۱۵۱بخش ۱۵۱ - دعا کردن بلعم با عور کی موسی و قومش را از این شهر کی حصار داده‌اند بی مراد باز گردان و مستجاب شدن دعای اوبلعم باعور را خلق جهانسغبه شد مانند عیسی زمانخواندن شعر ‹
  8. ۱۵۲بخش ۱۵۲ - اعتماد کردن هاروت و ماروت بر عصمت خویش و امیری اهل دنیا خواستن و در فتنه افتادنهمچو هاروت و چو ماروت شهیراز بطَر خوردند زهرآلود تیرخواندن شعر ‹
  9. ۱۵۳بخش ۱۵۳ - باقی قصهٔ هاروت و ماروت و نکال و عقوبت ایشان هم در دنیا بچاه بابلچون گناه و فسق خلقان جهانمی‌شدی بر هر دو روشن آن زمانخواندن شعر ‹
  10. ۱۵۴بخش ۱۵۴ - به عیادت رفتن کر بر همسایهٔ رنجور خویشآن کری را گفت افزون مایه‌ایکه ترا رنجور شد همسایه‌ایخواندن شعر ‹
  11. ۱۵۵بخش ۱۵۵ - اول کسی کی در مقابلهٔ نص قیاس آورد ابلیس بوداول آن کس کین قیاسکها نمودپیش انوار خدا ابلیس بودخواندن شعر ‹
  12. ۱۵۶بخش ۱۵۶ - در بیان آنک حال خود و مستی خود پنهان باید داشت از جاهلانبشنو الفاظ حکیم پرده‌ایسر همانجا نه که باده خورده‌ایخواندن شعر ‹
  13. ۱۵۷بخش ۱۵۷ - قصهٔ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورت‌گریچینیان گفتند ما نقاش‌تررومیان گفتند ما را کر و فرخواندن شعر ‹
  14. ۱۵۸بخش ۱۵۸ - پرسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت ممنا یا رسول اللهگفت پیغامبر صباحی زید راکیف اصبحت ای رفیق با صفاخواندن شعر ‹
  15. ۱۵۹بخش ۱۵۹ - متهم کردن غلامان و خواجه‌تاشان مر لقمان را کی آن میوه‌های ترونده را که می‌آوردیم او خورده استبود لقمان پیش خواجهٔ خویشتندر میان بندگانش خوارتنخواندن شعر ‹
  16. ۱۶۰بخش ۱۶۰ - بقیهٔ قصه زید در جواب رسول صلی الله علیه و سلماین سخن پایان ندارد خیز زیدبر براق ناطقه بربند قیدخواندن شعر ‹