بخش

دفتر دوم مولانا

این بخش از «مثنوی معنوی» مولانا است و ۱۱۵ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۱۵).

مورد منتشرشده
۱۱۵
صفحه
۸

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۱۱۵ مورد · نمایش ۱۷ تا ۳۲)

  1. ۱۷بخش ۱۷ - شکایت کردن اهل زندان پیش وکیل قاضی از دست آن مفلسبا وکیل قاضی ادراک‌منداهل زندان در شکایت آمدندخواندن شعر ‹
  2. ۱۸بخش ۱۸ - تتمهٔ قصهٔ مفلسگفت قاضی مفلسی را وا نماگفت اینک اهل زندانت گواخواندن شعر ‹
  3. ۱۹بخش ۱۹ - مثلآن غریبی خانه می‌جست از شتابدوستی بردش سوی خانهٔ خرابخواندن شعر ‹
  4. ۲۰بخش ۲۰ - ملامت‌کردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمتآن یکی از خشم، مادر را بِکُشْتهم به زخمِ خَنْجَر و هم زخمِ مُشْتخواندن شعر ‹
  5. ۲۱بخش ۲۱ - امتحان پادشاه به آن دو غلام کی نو خریده بودپادشاهی دو غلام ارزان خریدبا یکی زان دو سخن گفت و شنیدخواندن شعر ‹
  6. ۲۲بخش ۲۲ - به راه کردن شاه یکی را از آن دو غلام و ازین دیگر پرسیدنآن غلامک را چو دید اهل ذکاآن دگر را کرد اشارت که بیاخواندن شعر ‹
  7. ۲۳بخش ۲۳ - قسم غلام در صدق و وفای یار خود از طهارت ظن خودگفت نه والله بالله العظیممالک الملک و به رحمان و رحیمخواندن شعر ‹
  8. ۲۴بخش ۲۴ - حسد کردن حشم بر غلام خاصپادشاهی بنده‌ای را از کرمبر گزیده بود بر جملهٔ حشمخواندن شعر ‹
  9. ۲۵بخش ۲۵ - کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آببر لب جو بوده دیواری بلندبر سر دیوار تشنهٔ دردمندخواندن شعر ‹
  10. ۲۶بخش ۲۶ - فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشانده‌ای بر سر راه بر کنهمچو آن شخص درشت خوش‌سخندر میان ره نشاند او خاربنخواندن شعر ‹
  11. ۲۷بخش ۲۷ - آمدن دوستان به بیمارستان جهت پرسش ذاالنون مصری رحمة الله علیهاین چنین ذالنون مصری را فتادکاندرو شور و جنونی نو بزادخواندن شعر ‹
  12. ۲۸بخش ۲۸ - فهم کردن مریدان کی ذاالنون دیوانه نشد قاصد کرده استدوستان در قصهٔ ذاالنون شدندسوی زندان و در آن رایی زدندخواندن شعر ‹
  13. ۲۹بخش ۲۹ - رجوع به حکایت ذاالنون رحمة الله علیهچون رسیدند آن نفر نزدیک اوبانگ بر زد هی کیانید اتقوخواندن شعر ‹
  14. ۳۰بخش ۳۰ - امتحان کردن خواجهٔ لقمان زیرکی لقمان رانی که لقمان را که بندهٔ پاک بودروز و شب در بندگی چالاک بودخواندن شعر ‹
  15. ۳۱بخش ۳۱ - ظاهر شدن فضل و زیرکی لقمان پیش امتحان کنندگانهر طعامی کآوریدندی به ویکس سوی لقمان فرستادی ز پیخواندن شعر ‹
  16. ۳۲بخش ۳۲ - تتمهٔ حسد آن حشم بر آن غلام خاصقصهٔ شاه و امیران و حسدبر غلام خاص و سلطان خردخواندن شعر ‹