بخش
دفتر سوم مولانا
این بخش از «مثنوی معنوی» مولانا است و ۲۲۸ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۲۲۸).
- مورد منتشرشده
- ۲۲۸
- صفحه
- ۱۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۳۳بخش ۳۳ - پیدا شدن استارهٔ موسی علیه السلام بر آسمان و غریو منجمان در میدانبر فلک پیدا شد آن استارهاشکوری فرعون و مکر و چارهاشخواندن شعر ‹
- ۳۴بخش ۳۴ - خواندن فرعون زنان نوزاده را سوی میدان هم جهت مکربعدِ نُه مَه شَه برون آورد تختسوی میدان و منادی کرد سختخواندن شعر ‹
- ۳۵بخش ۳۵ - بوجود آمدن موسی و آمدن عوانان به خانهٔ عمران و وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آتش اندازخود زن عمران که موسی برده بوددامن اندر چید از آن آشوب و دودخواندن شعر ‹
- ۳۶بخش ۳۶ - وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آب افکنباز وحی آمد که در آبش فکنروی در اومید دار و مو مَکَنخواندن شعر ‹
- ۳۷بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغدادیک حکایت بشنو از تاریخگویتا بری زین راز سرپوشیده بویخواندن شعر ‹
- ۳۸بخش ۳۸ - تهدید کردن فرعون موسی را علیه السلامگفت فرعونش چرا تو ای کلیمخلق را کشتی و افکندی تو بیمخواندن شعر ‹
- ۳۹بخش ۳۹ - جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی میکردشگفت با امرِ حقم اِشراک نیستگر بریزد خونم امرش، باک نیستخواندن شعر ‹
- ۴۰بخش ۴۰ - پاسخ فرعون موسی را علیه السلامگفت فرعونش ورق درحکم ماستدفتر و دیوانِ حکم این دم مراستخواندن شعر ‹
- ۴۱بخش ۴۱ - جواب موسی فرعون راگفت موسی این مرا دستور نیستبندهام امهال تو مامور نیستخواندن شعر ‹
- ۴۲بخش ۴۲ - جواب فرعون موسی را و وحی آمدن موسی را علیهالسلامگفت نه نه مهلتم باید نهادعشوهها کم دِه، تو کم پیمای بادخواندن شعر ‹
- ۴۳بخش ۴۳ - مهلت دادن موسی علیهالسلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداینگفت امر آمد برو مهلت تو رامن بجای خود شدم رستی ز ماخواندن شعر ‹
- ۴۴بخش ۴۴ - فرستادن فرعون به مداین در طلب ساحرانچونک موسی بازگشت و او بمانداهل رای و مشورت را پیش خواندخواندن شعر ‹
- ۴۵بخش ۴۵ - خواندن آن دو ساحر پدر را از گور و پرسیدن از روان پدر حقیقت موسی علیه السلامبعد از آن گفتند ای مادر بیاگور بابا کو، تو ما را ره نماخواندن شعر ‹
- ۴۶بخش ۴۶ - جواب گفتن ساحر مرده با فرزندان خودگفتشان در خواب کای اولاد مننیست ممکن ظاهر این را دم زدنخواندن شعر ‹
- ۴۷بخش ۴۷ - تشبیه کردن قرآن مجید را به عصای موسی و وفات مصطفی را علیه السلام نمودن بخواب موسی و قاصدان تغییر قرآن را با آن دو ساحر بچه کی قصد بردن عصا کردند چو موسی را خفته یافتندمصطفی را وعده کرد الطاف حقگر بمیری تو نمیرد این سبقخواندن شعر ‹
- ۴۸بخش ۴۸ - جمع آمدن ساحران از مداین پیش فرعون و تشریفها یافتن و دست بر سینه زدن در قهر خصم او کی این بر ما نویستا به فرعون آمدند آن ساحراندادشان تشریفهای بس گرانخواندن شعر ‹
