بخش
دفتر سوم مولانا
این بخش از «مثنوی معنوی» مولانا است و ۲۲۸ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۲۲۸).
- مورد منتشرشده
- ۲۲۸
- صفحه
- ۱۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۲۰۹بخش ۲۰۹ - بقیهٔ ذکر آن مهمان مسجد مهمانکشباز گو کان پاکباز شیرمرداندر آن مسجد چه بنمودش چه کردخواندن شعر ‹
- ۲۱۰بخش ۲۱۰ - تفسیر آیت وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَتو چو عزم دین کنی با اجتهاددیو بانگت بر زند اندر نهادخواندن شعر ‹
- ۲۱۱بخش ۲۱۱ - رسیدن بانگ طلسمی نیمشب مهمان مسجد رابشنو اکنون قصهٔ آن بانگ سختکه نرفت از جا بدان آن نیکبختخواندن شعر ‹
- ۲۱۲بخش ۲۱۲ - ملاقات آن عاشق با صدر جهانآن بخاری نیز خود بر شمع زدگشته بود از عشقش آسان آن کبدخواندن شعر ‹
- ۲۱۳بخش ۲۱۳ - جذب هر عنصری جنس خود را کی در ترکیب آدمی محتبس شده است به غیر جنسخاک گوید خاک تن را باز گردترک جان کن سوی ما آ همچو گردخواندن شعر ‹
- ۲۱۴بخش ۲۱۴ - منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کندهٔ پای باز روحاندگوید ای اجزای پست فرشیمغربت من تلختر من عرشیمخواندن شعر ‹
- ۲۱۵بخش ۲۱۵ - فسخ عزایم و نقضها جهت با خبر کردن آدمی را از آنک مالک و قاهر اوست و گاه گاه عزم او را فسخ ناکردن و نافذ داشتن تا طمع او را بر عزم کردن دارد تا باز عزمش را بشکند تا تنبیه بر تنبیه بودعزمها و قصدها در ماجراگاه گاهی راست میآید تراخواندن شعر ‹
- ۲۱۶بخش ۲۱۶ - نظر کردن پیغامبر علیه السلام به اسیران و تبسم کردن و گفتن کی عَجِبْتُ مِنْ قَوْمٍ یُجَرّونَ إِلَی الجَنَّةِ بِالسَّلاسِلِ وَ الأَغْلالِدید پیغامبر یکی جوقی اسیرکه همیبردند و ایشان در نفیرخواندن شعر ‹
- ۲۱۷بخش ۲۱۷ - تفسیر این آیت کی ان تستفتحوا فقد جائکم الفتح ایهای طاعنان میگفتید کی از ما و محمد علیه السلام آنک حق است فتح و نصرتش ده و این بدان میگفتید تا گمان آید کی شما طالب حقاید بی غرض اکنون محمد را نصرت دادیم تا صاحب حق را ببینیداز بتان و از خدا در خواستیمکه بکن ما را اگر ناراستیمخواندن شعر ‹
- ۲۱۸بخش ۲۱۸ - سر آنک بیمراد بازگشتن رسول علیه السلام از حدیبیه حق تعالی لقب آن فتح کرد کی انا فتحنا کی به صورت غلق بود و به معنی فتح چنانک شکستن مشک به ظاهر شکستن است و به معنی درست کردنست مشکی او را و تکمیل فواید اوستآمدش پیغام از دولت که روتو ز منع این ظفر غمگین مشوخواندن شعر ‹
- ۲۱۹بخش ۲۱۹ - تفسیر این خبر کی مصطفی علیه السلام فرمود لا تفضلونی علی یونس بن متیگفت پیغامبر که معراج مرانیست بر معراج یونس اجتباخواندن شعر ‹
- ۲۲۰بخش ۲۲۰ - آگاه شدن پیغامبر علیه السلام از طعن ایشان بر شماتت اوگرچه نشنید آن موکل آن سخنرفت در گوشی که آن بد من لدنخواندن شعر ‹
- ۲۲۱بخش ۲۲۱ - بیان آنک طاغی در عین قاهری مقهورست و در عین منصوری ماسوردزد قهرخواجه کرد و زر کشیداو بدان مشغول خود والی رسیدخواندن شعر ‹
- ۲۲۲بخش ۲۲۲ - جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلبآمدیم اینجا که در صدر جهانگر نبودی جذب آن عاشق نهانخواندن شعر ‹
- ۲۲۳بخش ۲۲۳ - داد خواستن پشه از باد به حضرت سلیمان علیه السلامپشه آمد از حدیقه وز گیاهوز سلیمان گشت پشه دادخواهخواندن شعر ‹
- ۲۲۴بخش ۲۲۴ - امرکردن سلیمان علیه السلام پشهٔ متظلم را به احضار خصم به دیوان حکمپس سلیمان گفت ای زیبا دویامر حق باید که از جان بشنویخواندن شعر ‹
