بخش
دفتر سوم مولانا
این بخش از «مثنوی معنوی» مولانا است و ۲۲۸ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۲۲۸).
- مورد منتشرشده
- ۲۲۸
- صفحه
- ۱۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷بخش ۱۷ - نواختن مجنون آن سگ را کی مقیم کوی لیلی بودهمچو مجنون کاو سگی را مینواختبوسهاش میداد و پیشش میگداختخواندن شعر ‹
- ۱۸بخش ۱۸ - رسیدن خواجه و قومش به ده و نادیده و ناشناخته آوردن روستایی ایشان رابعد ماهی چون رسیدند آن طرفبینوا ایشان ستوران بی علفخواندن شعر ‹
- ۱۹بخش ۱۹ - افتادن شغال در خُم رنگ و رنگین شدن و دعوی طاوسی کردن میان شغالانآن شغالی رفت اندر خُمّ رنگاندر آن خُم کرد یک ساعت درنگخواندن شعر ‹
- ۲۰بخش ۲۰ - چرب کردن مرد لافی لب و سبلت خود را هر بامداد به پوست دنبه و بیرون آمدن میان حریفان کی من چنین خوردهام و چنانپوست دنبه یافت شخصی مستهانهر صباحی چرب کردی سبلتانخواندن شعر ‹
- ۲۱بخش ۲۱ - آمن بودن بلعم باعور کی امتحانها کرد حضرت او را و از آنها روی سپید آمده بودبلعم باعور و ابلیس لعینز امتحان آخرین گشته مهینخواندن شعر ‹
- ۲۲بخش ۲۲ - دعوی طاوسی کردن آن شغال کی در خم صباغ افتاده بودو آن شغال رنگرنگ آمد نهفتبر بناگوش ملامتگر بگفتخواندن شعر ‹
- ۲۳بخش ۲۳ - تشبیه فرعون و دعوی الوهیت او بدان شغال کی دعوی طاوسی میکردهمچو فرعونی مرصع کرده ریشبرتر از عیسی پریده از خریشخواندن شعر ‹
- ۲۴بخش ۲۴ - تفسیر وَ لَتَعْرِفَنَّهُم في لَحْنِ القَوْلِگفت یزدان مر نبی را در مساقیک نشانی سهلتر ز اهل نفاقخواندن شعر ‹
- ۲۵بخش ۲۵ - قصهٔ هاروت و ماروت و دلیری ایشان بر امتحانات حق تعالیپیش ازین زان گفته بودیم اندکیخود چه گوییم از هزارانش یکیخواندن شعر ‹
- ۲۶بخش ۲۶ - قصهٔ خواب دیدن فرعون آمدن موسی را علیه السلام و تدارک اندیشیدنجهد فرعونی چو بی توفیق بودهرچه او میدوخت آن تفتیق بودخواندن شعر ‹
- ۲۷بخش ۲۷ - به میدان خواندن بنی اسرائیل برای حیلهٔ ولادت موسی علیه السلامای اسیران سوی میدانگه رویدکز شهانشه دیدن و جودست امیدخواندن شعر ‹
- ۲۸بخش ۲۸ - حکایتهمچنان کاینجا مغول حیلهدانگفت میجویم کسی از مصریانخواندن شعر ‹
- ۲۹بخش ۲۹ - بازگشتن فرعون از میدان به شهر شاد بتفریق بنی اسرائیل از زنانشان در شب حملشه شبانگه باز آمد شادمانکامشبان حملست و دورند از زنانخواندن شعر ‹
- ۳۰بخش ۳۰ - جمع آمدن عمران به مادر موسی و حامله شدن مادر موسی علیهالسلامشب برفت و او بر آن درگاه خفتنیمشب آمد پی دیدنش جفتخواندن شعر ‹
- ۳۱بخش ۳۱ - وصیت کردن عمران جفت خود را بعد از مجامعت کی مرا ندیده باشیوا مگردان هیچ ازینها دم مزنتا نیاید بر من و تو صد حزنخواندن شعر ‹
- ۳۲بخش ۳۲ - ترسیدن فرعون از آن بانگاین صدا جان مرا تغییر کرداز غم و اندوه تلخم پیر کردخواندن شعر ‹
