بخش

دفتر سوم مولانا

این بخش از «مثنوی معنوی» مولانا است و ۲۲۸ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۲۲۸).

مورد منتشرشده
۲۲۸
صفحه
۱۵

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۲۲۸ مورد · نمایش ۸۱ تا ۹۶)

  1. ۸۱بخش ۸۱ - صبرکردن لقمان چون دید کی داود حلقه‌ها می‌ساخت از سوال کردن با این نیت کی صبر از سوال موجب فرج باشدرفت لقمان سوی داود صفادید کو می‌کرد ز آهن حلقه‌هاخواندن شعر ‹
  2. ۸۲بخش ۸۲ - بقیهٔ حکایت نابینا و مصحفمرد مهمان صبرکرد و ناگهانکشف گشتش حال مشکل در زمانخواندن شعر ‹
  3. ۸۳بخش ۸۳ - صفت بعضی اولیا کی راضی‌اند به‌احکام و لابه نکنند کی این حکم را بگردانبشنو اکنون قصهٔ آن ره‌روانکه ندارند اعتراضی در جهانخواندن شعر ‹
  4. ۸۴بخش ۸۴ - سؤال کردن بهلول آن درویش راگفت بهلول آن یکی درویش راچونی ای درویش‌؟ واقف کن مراخواندن شعر ‹
  5. ۸۵بخش ۸۵ - قصهٔ دقوقی رحمة الله علیه و کراماتشآن دقوقی داشت خوش دیباجه‌ایعاشق و صاحب کرامت خواجه‌ایخواندن شعر ‹
  6. ۸۶بخش ۸۶ - بازگشتن به قصهٔ دقوقیمر علی را در مثالی شیر خواندشیر مثل او نباشد گرچه راندخواندن شعر ‹
  7. ۸۷بخش ۸۷ - سِرِّ طلب کردن موسی خضر را علیهماالسلام با کمال نبوت و قربتاز کلیم حق بیاموز ای کریمبین چه می‌گوید ز مشتاقی کلیمخواندن شعر ‹
  8. ۸۸بخش ۸۸ - بازگشتن به قصهٔ دقوقیآن دقوقی رحمة الله علیهگفت سافرت مدی فی خافقیهخواندن شعر ‹
  9. ۸۹بخش ۸۹ - نمودن مثال هفت شمع سوی ساحلهفت شمع از دور دیدم ناگهاناندر آن ساحل شتابیدم بدانخواندن شعر ‹
  10. ۹۰بخش ۹۰ - شدن آن هفت شمع بر مثال یک شمعباز می‌دیدم که می‌شد هفت، یکمی‌شکافد نور او جیب فلکخواندن شعر ‹
  11. ۹۱بخش ۹۱ - نمودن آن شمعها در نظر هفت مردهفت شمع اندر نظر شد هفت مَردنورشان می‌شد به سقف لاژوردخواندن شعر ‹
  12. ۹۲بخش ۹۲ - باز شدن آن شمعها هفت درختباز هر یک مرد شد شکل درختچشمم از سبزی ایشان نیکبختخواندن شعر ‹
  13. ۹۳بخش ۹۳ - مخفی بودن آن درختان از چشم خلقاین عجب‌تر که بریشان می‌گذشتصد هزاران خلق از صحرا و دشتخواندن شعر ‹
  14. ۹۴بخش ۹۴ - یک درخت شدن آن هفت درختگفت راندم پیشتر من نیکبختباز شد آن هفت جمله یک درختخواندن شعر ‹
  15. ۹۵بخش ۹۵ - هفت مرد شدن آن هفت درختبعد دیری گشت آنها هفت مردجمله در قعده پی یزدانِ فردخواندن شعر ‹
  16. ۹۶بخش ۹۶ - پیش رفتن دقوقی رحمة الله علیه به امامتاین سخن پایان ندارد تیز دوهین نماز آمد دقوقی پیش روخواندن شعر ‹