بخش
دفتر سوم مولانا
این بخش از «مثنوی معنوی» مولانا است و ۲۲۸ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۲۲۸).
- مورد منتشرشده
- ۲۲۸
- صفحه
- ۱۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۱۳بخش ۱۱۳ - گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیاپس همینجا دست و پایت در گزندبر ضمیر تو گواهی میدهندخواندن شعر ‹
- ۱۱۴بخش ۱۱۴ - برون رفتن به سوی آن درختچون برون رفتند سوی آن درختگفت دستش را سپس بندید سختخواندن شعر ‹
- ۱۱۵بخش ۱۱۵ - قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت بروهم بدان تیغش بفرمود او قصاصکی کند مکرش ز علم حق خلاص؟خواندن شعر ‹
- ۱۱۶بخش ۱۱۶ - بیان آنک نفس آدمی بجای آن خونیست کی مدعی گاو گشته بود و آن گاو کشنده عقلست و داود حقست یا شیخ کی نایب حق است کی بقوت و یاری او تواند ظالم را کشتن و توانگر شدن به روزی بیکسب و بیحسابنفسِ خود را کُش جهان را زنده کُنخواجه را کشتست او را بنده کُنخواندن شعر ‹
- ۱۱۷بخش ۱۱۷ - گریختن عیسی علیه السلام فراز کوه از احمقانعیسیِ مریم به کوهی میگریختشیر گویی خونِ او میخواست ریختخواندن شعر ‹
- ۱۱۸بخش ۱۱۸ - قصهٔ اهل سبا و حماقت ایشان و اثر ناکردن نصیحت انبیا در احمقانیادم آمد قصهٔ اهل سباکز دَمِ احمق صباشان شد وباخواندن شعر ‹
- ۱۱۹بخش ۱۱۹ - شرح آن کور دوربین و آن کر تیزشنو و آن برهنه دراز دامنکر اَمَل را دان که مرگ ما شنیدمرگ خود نشنید و نقل خود ندیدخواندن شعر ‹
- ۱۲۰بخش ۱۲۰ - صفت خرمی شهر اهل سبا و ناشکری ایشاناصلشان بَد بود آن اهل سبامیرمیدندی ز اسبابِ لقاخواندن شعر ‹
- ۱۲۱بخش ۱۲۱ - آمدن پیغامبران حق به نصیحت اهل سباسیزده پیغامبر آنجا آمدندگمرهان را جمله رهبر میشدندخواندن شعر ‹
- ۱۲۲بخش ۱۲۲ - معجزه خواستن قوم از پیغامبرانقوم گفتند ای گروه مدعیکو گواه علم طب و نافعیخواندن شعر ‹
- ۱۲۳بخش ۱۲۳ - متهم داشتن قوم انبیا راقوم گفتند این همه زرقست و مکرکی خدا نایب کند از زید و بکرخواندن شعر ‹
- ۱۲۴بخش ۱۲۴ - حکایت خرگوشان کی خرگوشی راپیش پیل فرستادند کی بگو کی من رسول ماه آسمانم پیش تو کی ازین چشمه آب حذر کن چنانک در کتاب کلیله تمام گفته استاین بدان ماند که خرگوشی بگفتمن رسول ماهم و با ماه جفتخواندن شعر ‹
- ۱۲۵بخش ۱۲۵ - جواب گفتن انبیا طعن ایشان را و مثل زدن ایشان راای دریغا که دوا در رنجتانگشت زهر قهر جان آهنجتانخواندن شعر ‹
- ۱۲۶بخش ۱۲۶ - بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهیکی رسدتان این مثلها ساختنسوی آن درگاه پاک انداختنخواندن شعر ‹
- ۱۲۷بخش ۱۲۷ - مثلها زدن قوم نوح باستهزا در زمان کشتی ساختننوح اندر بادیه کشتی بساختصد مثلگو از پی تسخیر بتاختخواندن شعر ‹
- ۱۲۸بخش ۱۲۸ - حکایت آن دزد کی پرسیدند چه میکنی نیمشب در بن این دیوار گفت دهل میزنماین مثل بشنو که شب دزدی عنیددر بن دیوار حفره میبریدخواندن شعر ‹
