بخش
دفتر سوم مولانا
این بخش از «مثنوی معنوی» مولانا است و ۲۲۸ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۲۲۸).
- مورد منتشرشده
- ۲۲۸
- صفحه
- ۱۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۴۵بخش ۱۴۵ - بیان آنک ایمان مقلد خوفست و رجاداعی هر پیشه اومیدست و بوکگرچه گردنشان ز کوشش شد چو دوکخواندن شعر ‹
- ۱۴۶بخش ۱۴۶ - بیان آنک رسول علیه السلام فرمود ان لله تعالی اولیاء اخفیاءقوم دیگر سخت پنهان میروندشهرهٔ خلقان ظاهر کی شوندخواندن شعر ‹
- ۱۴۷بخش ۱۴۷ - حکایت مندیل در تنور پر آتش انداختن انس رضی الله عنه و ناسوختناز انس فرزند مالک آمدستکه به مهمانی او شخصی شدستخواندن شعر ‹
- ۱۴۸بخش ۱۴۸ - قصهٔ فریاد رسیدن رسول علیه السلام کاروان عرب را کی از تشنگی و بیآبی در مانده بودند و دل بر مرگ نهاده شتران و خلق زبان برون انداختهاندر آن وادی گروهی از عربخشک شد از قحط بارانشان قربخواندن شعر ‹
- ۱۴۹بخش ۱۴۹ - مشک آن غلام ازغیب پر آب کردن بمعجزه و آن غلام سیاه را سپیدرو کردن باذن الله تعالیای غلام اکنون تو پر بین مشک خودتا نگویی درشکایت نیک و بدخواندن شعر ‹
- ۱۵۰بخش ۱۵۰ - دیدن خواجه غلام خود را سپید و ناشناختن کی اوست و گفتن کی غلام مرا تو کشتهای خونت گرفت و خدا ترا به دست من انداختخواجه از دورش بدید و خیره مانداز تحیر اهل آن ده را بخواندخواندن شعر ‹
- ۱۵۱بخش ۱۵۱ - بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه به استدعاء حاجت آفرید؛ خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد؛ کی «امن یجیب المضطر اذا دعاه»؛ اضطرار، گواه استحقاق استآن نیاز مریمی بودهست و دردکه چنان طفلی سخن آغاز کردخواندن شعر ‹
- ۱۵۲بخش ۱۵۲ - آمدن آن زن کافر با طفل شیرخواره به نزدیک مصطفی علیه السلام و ناطق شدن عیسیوار به معجزات رسول صلی الله علیه و سلمهم از آن ده یک زنی از کافرانسوی پیغامبر دوان شد ز امتحانخواندن شعر ‹
- ۱۵۳بخش ۱۵۳ - ربودن عقاب موزهٔ مصطفی علیه السلام و بردن بر هوا و نگون کردن و از موزه مار سیاه فرو افتادناندرین بودند کآواز صلامصطفی بشنید از سوی علاخواندن شعر ‹
- ۱۵۴بخش ۱۵۴ - وجه عبرت گرفتن ازین حکایت و یقین دانستن کی ان مع العسر یسراعبرتست آن قصه ای جان مر تراتا که راضی باشی در حکم خداخواندن شعر ‹
- ۱۵۵بخش ۱۵۵ - استدعاء آن مرد از موسی زبان بهایم با طیورگفت موسی را یکی مرد جوانکه بیاموزم زبان جانورانخواندن شعر ‹
- ۱۵۶بخش ۱۵۶ - وحی آمدن از حق تعالی به موسی کی بیاموزش چیزی کی استدعا کند یا بعضی از آنگفت یزدان تو بده بایست اوبرگشا در اختیار آن دست اوخواندن شعر ‹
- ۱۵۷بخش ۱۵۷ - قانع شدن آن طالب به تعلیم زبان مرغ خانگی و سگ و اجابت موسی علیه السلامگفت باری نطق سگ کو بر درستنطق مرغ خانگی کاهل پرستخواندن شعر ‹
- ۱۵۸بخش ۱۵۸ - جواب خروس سگ راپس خروسش گفت تن زن غم مخورکه خدا بدهد عوض زینت دگرخواندن شعر ‹
- ۱۵۹بخش ۱۵۹ - خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعدهچند چند آخر دروغ و مکر توخود نپرد جز دروغ از وکر توخواندن شعر ‹
- ۱۶۰بخش ۱۶۰ - خبر کردن خروس از مرگ خواجهلیک فردا خواهد او مردن یقینگاو خواهد کشت وارث در حنینخواندن شعر ‹
