جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۰۷۱ از ۱٬۹۵۷
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۵ جلال الدین محمد مولوییوسفانند که درمان دل پردردندکه ز مستی بندانند که ما درمانیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۶ جلال الدین محمد مولویپاره پاره شود و زنده شود چون که طورگر ز برق دل خود بر که و کهسار زنیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۹ جلال الدین محمد مولویما چو افسانه دل بیسر و بیپایانیمتا مقیم دل عشاق چو افسانه شویم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۳ جلال الدین محمد مولویتو جگرگوشه مایی برو الله معکمن چو دل یافتهام سوی جگر می نروم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۳ جلال الدین محمد مولویامشب ای دلدار مهمان توییمشب چه باشد روز و شب آن توییم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۴ جلال الدین محمد مولویخوشتر اسیری تو صد بار از امیریخاصه دمی که گویی ای خسته دل اسیرم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۴ جلال الدین محمد مولویاشکم دهل شدهست از این جام دم به دممی زن دهل به شکر دلا لم و لم و لم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۶ جلال الدین محمد مولویپیش آر آن شراب خردسوز دلفروزتا همچو دل ز آب و گل خویش بگذریم
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۳ جلال الدین محمد مولویاز بیم اوفتادن لرزان چو برگ و شاخدلها همیطپند به دارالامان رویم
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۴ جلال الدین محمد مولویز آفتاب و ز مهتاب بگذرد نورمچو روی خود به شهنشاه دلنواز کنم
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۷ جلال الدین محمد مولویچو شیر عشق فرستد سگان خود به شکاربه عشق دل به دهان سگ شکار روم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۰ جلال الدین محمد مولویدل آر خسته به خار جفا و گل بستانچه تحفه آری ماورد را که ما وردیم
