جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۰۷۷ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۳۴۱ خاقانی شروانیخود را سگ کوی تو گمان بردماین قدر گمان خطا نه بایستی
- شمارهٔ ۳۴۳ خاقانی شروانیگر از غم خلاصی طلب کردمیهم از نای نوشی سبب کردمی
- شمارهٔ ۳۴۴ خاقانی شروانیعالمی بس دیو رای است ارنه مننام حور مه نقابش کردمی
- شمارهٔ ۳۴۵ خاقانی شروانیاهل بایستی که جان افشاندمیدامن از اهل جهان افشاندمی
- شمارهٔ ۳۴۶ - در مرثیهٔ اهل بیت خود خاقانی شروانیهیچ کس عمر گرامی نفروشد به عدمسرّ این بیع مرا هست اگر کس را نی
- غزل شمارهٔ ۳۴۶ خاقانی شروانیگمراه گردم از خود تا تو رهم نمائیاز من مرا چه خیزد اکنون که تو مرائی
- غزل شمارهٔ ۳۴۸ خاقانی شروانیدیدی که هیچگونه مراعات من نکردیدر کار من قدم ننهادی به پایمردی
- شمارهٔ ۳۴۹ خاقانی شروانیگرچه از وجه عدم عین وجودنتوان کرد ولیکن تو کنی
- غزل شمارهٔ ۳۵۴ خاقانی شروانیبه لبت شفیع بردم که مرا قبول کنبه ستیزه گفت خون خور که نه درخَور منی
- غزل شمارهٔ ۳۵۸ خاقانی شروانیدلم که مرغ تو آمد به دام باز گرفتینه خاک تو شدم از من چه گام باز گرفتی
- غزل شمارهٔ ۳۶۱ خاقانی شروانیچون طفل، جنگ چند کنی آشتی بکنکز جنگ طفل زود دمد بوی آشتی
- غزل شمارهٔ ۳۶۴ خاقانی شروانیامیدم در زمین کردی که کارت بر فلک سازمزهی فارغ ز کار من چنین در کار من چونی
