جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۹۵ نتیجه برای «سد» با فیلتر ناصرخسرو · صفحهٔ ۱۱ از ۲۵
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ ناصرخسرو قبادیانیاحسان و وفای تو به حدی است بس اندکلیکن حسد و مگر تو بیحد و کنار است
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ ناصرخسرو قبادیانیهرگز نکنید و ندهید از حسد و مکرنه آنچه بگوئید و نه هرچ آن بنمائید
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۵ ناصرخسرو قبادیانیروی جان سوی امام حق باید کردنتگاه طاعت چو کنی روی جسد سوی حجاز
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۰ ناصرخسرو قبادیانیبد کنش را به سخن دست مده بر بدکه به تو باز رسد سرزنش از کارش
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۶ ناصرخسرو قبادیانیچون راه نجوئی سوی آن بار خدائیکز خلق چو یزدان نشناسد کس ثانیش؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۱ ناصرخسرو قبادیانیوگر اجل به امیر اجل نیز رسدچرا کنی، تو بغا، دست پیش او به بغل؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۶ ناصرخسرو قبادیانیهر که زیشان چیزکی پرسد ز علم فقه ازوبر امید ساخته زنبیل و خوانند ای رسول
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۳ ناصرخسرو قبادیانیجان به صابون خرد بایدت شستن، کین جسدتیره ماند گر مرو را جمله در صابون کنی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۰ ناصرخسرو قبادیانیبند تو است این جسد، چرا خوری اندوهگرت بباید ز تنگ و بند رهائی؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۷ ناصرخسرو قبادیانیآن روز هیچ حکم نباشد مگر به عدلایزد سَدوم را نسپرده است حاکمی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۱ ناصرخسرو قبادیانیآن را که دست و رویت چون دوستان ببوسدچون گرگ روی و دستش بشخاری و بخائی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۶ ناصرخسرو قبادیانیفرقی نکند میان نیک و بدمستی نشناسد او ز هشیاری
