جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۲۹۱ نتیجه برای «زر» · صفحهٔ ۱۲۸ از ۵۲۵
- غزل شمارهٔ ۹۷ جلال الدین محمد مولویرفتم به سوی مصر و خریدم شکری راخود فاش بگو یوسف زرّین کمری را
- غزل شمارهٔ ۲۱۷ جلال الدین محمد مولویکی کرد در کف کان خاک را زر و نقرهکی کرد در صدفی آب را جواهرها
- غزل شمارهٔ ۲۳۲ جلال الدین محمد مولویچو عشق را تو ندانی بپرس از شبهابپرس از رخ زرد و ز خشکی لبها
- غزل شمارهٔ ۲۴۳ جلال الدین محمد مولویبازآمد و تا ویست بنده بندهست خدا خداماند در کیسه بدن چو زر و سیم ناروا
- غزل شمارهٔ ۴۷۸ جلال الدین محمد مولویچو ساغرم دل پرخون من و تن لاغربه دست عشق که زرد و نزار و لاغر نیست
- غزل شمارهٔ ۵۶۸ جلال الدین محمد مولویبسی کمپیر در چادر ز مردان برده عمر و زرمبین چادر تو آن بنگر که در چادر نهان باشد
- غزل شمارهٔ ۸۶۳ جلال الدین محمد مولویسنگ سیاه تا نشد از خویشتن فنانی زر و نقره گشت و نی ره یافت در نقود
- غزل شمارهٔ ۹۰۹ جلال الدین محمد مولویز کیمیا عجب آید که زر کند مس رامسی نگر که به هر لحظه کیمیا سازد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۱ جلال الدین محمد مولوینه که بوی جگر پخته ز من میآیدمدد اشک من و زردی رخسار مگیر
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۶ جلال الدین محمد مولوینک چشم من تر می زند نک روی من زر می زندتا بر عقیقت برزند یک زر ز زرافشان من
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۷ جلال الدین محمد مولویسوی بیماران خود شد شاه مه رویان منگفت ای رخهای زرد و زعفرانستان من
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۶ جلال الدین محمد مولویدر می باقی نشان پیوسته جان مردنیکز جوار کیمیا آن مس زر کانی است آن
