جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۲۹۶ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۰ جلال الدین محمد مولویبدم دامن کشان تا تو ز من دامن کشیدستیز اشک خون همیریزم در این دامن نمیآیی
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۱ جلال الدین محمد مولویای عشق توی جمله بر کیست تو را حملهای عشق عدمها را خواهی که برنجانی
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۰ جلال الدین محمد مولویمیخندد و میگوید من خفته بدم مستهیهای شنیدم من و هیهات افندی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۹ جلال الدین محمد مولویخشمشکلی صلحجانی تلخرویی شکریمن بدین خویشی ندیدم در جهان بیگانهای
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۲ جلال الدین محمد مولویتا زلال تو دیدم قصه جان شنیدمهمچو جان ناپدیدم در تک بینشانی
- غزل شمارهٔ ۳۰۳۸ جلال الدین محمد مولویبدان رواق رسیدم که ماه و چرخ ندیدمبدان جهان که جهان هم جدا شود ز جهانی
- غزل شمارهٔ ۳۰۴۷ جلال الدین محمد مولویبرآ به بام ای خوش خو به بام ما آور رودو سه قدم نه این سو رضای این مستان جو
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۸ جلال الدین محمد مولویبرای خدمت تو آب در سجود رودز درد توست بر این خاک رنگ بیماری
- غزل شمارهٔ ۳۱۲۷ جلال الدین محمد مولویتوی محرمِ دل، توی همدمِ دلبهجز تو که داند رهِ دلگشایی؟
- غزل شمارهٔ ۳۱۳۰ جلال الدین محمد مولویز آدم بزایید حوا و گفتکه آدم تو بودی و حوا توی
- غزل شمارهٔ ۳۱۶۳ جلال الدین محمد مولویجز به کنج عدم نیاساییدر عدم درگریز یک باری
- غزل شمارهٔ ۳۱۸۲ جلال الدین محمد مولویمن فرش شدم زیر قدمهای قضاهاشخود را نکشد فرش ز پاکی و پلیدی
