جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۳۰۲ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۸ بیدل دهلویچه افسون اینقدرها دارد از قرب دلت غافلکه منزل در بغل گمکرده دوراندیش میآیی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۵ بیدل دهلویمحو بودم هر چه دیدم دوش دانستم توییگر همه مژگان گشود آغوش دانستم تویی
- غزل شمارهٔ ۱ عبید زاکانیغلام هندوی خالش شدم ندانستمکاسیر خویش کند زنگی سیاه مرا
- غزل شمارهٔ ۳ عبید زاکانیای دوستان نمیدهد آن زلف بیقرارتا یکزمان قرار بود بر زمین مرا
- غزل شمارهٔ ۴ عبید زاکانیبیجرم دوست پای ز ما درکشیده بازتا خود چه گفت دشمن ما در قفای ما
- غزل شمارهٔ ۶ عبید زاکانیدولتی یابم اگر در نظر شمع رختکشته و سوخته یابند چو پروانه مرا
- غزل شمارهٔ ۱۳ عبید زاکانیبه سعی، دولت وصلت نمیشود حاصلمحقق است که دولت به جز عطایی نیست
- غزل شمارهٔ ۱۵ عبید زاکانیاز پیش یار اگر نفسی دور میشومهر دم که میزنم ز حساب حیات نیست
- شمارهٔ ۱۶ - در شکایت از قرض گوید عبید زاکانیگر خواجه تربیت نکند نزد پادشامسکین عبید چون کند آخر دوای قرض
- غزل شمارهٔ ۱۹ عبید زاکانیعجب مدار که در دور روی و ابرویتسپر فکند مه از عجز تا کمان انداخت
- غزل شمارهٔ ۲۰ عبید زاکانیوفا ز عهد تو میجست دوش خاطر منجواب داد که خود این متاع با ما نیست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - ایضا در مدح همو عبید زاکانیدر چنین دولت ار بود غمازنافههای تتار خواهد بود
