جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۳۵۰ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۶ جلال الدین محمد مولویدوش رفتم در میان مجلس سلطان خویشبر کف ساقی بدیدم در صراحی جان خویش
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۷ جلال الدین محمد مولویلنگری از گنج مادون بستهای بر پای جانتا فروتر میروی هر روز با قارون خویش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۰ جلال الدین محمد مولویمستی امروز من نیست چو مستی دوشمینکنی باورم کاسه بگیر و بنوش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۵ جلال الدین محمد مولویشکست نرخ شکر را بتم به روی ترشچه بادههاست بتم را در آن کدوی ترش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۸ جلال الدین محمد مولویاگر چه کره گردون حرون و تند نمودبه دست عشق وی آمد شکال و افسارش
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۶ جلال الدین محمد مولوینه الف گیرد اجزای من به غیر تو دوستاگر هزار بخوانند سوره ایلاف
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۸ جلال الدین محمد مولویاز جان همه قدوسی وز تن همه سالوسیوز گل همه جباری وز خار سلام علیک
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۳ جلال الدین محمد مولویچرا ز صید نپرد به سوی سلطان بازچو بشنود خبر ارجعی ز طبل و دوال
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۴ جلال الدین محمد مولویهمه چو کوس و چو طبلیم دل تهی پیشتبرآوریم فغان چون زنی تو زخم دوال
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۰ جلال الدین محمد مولویلواء نا مرتفع و شملنا مجتمعو روحنا کما تری فی درجات و دول
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۱ جلال الدین محمد مولویدوران کنون دوران من گردون کنون حیران مندر لامکان سیران من فرمان ز قان آوردهام
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۷ جلال الدین محمد مولویهر جا که هستی حاضری، از دور در ما ناظریشب خانه روشن میشود چون یادِ نامت میکنم
