جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۳۸۴ از ۱٬۹۵۷
- خبر یافتن منظور از رفتن ناظر و برون آمدن از شهر آشفته خاطر و به کاروان مقصود رسیدن و از نامهٔ ناظر شادمان گردیدن وحشی بافقیدمی از فکر این خالی نمیبوددلش را میل خوشحالی نمیبود
- در تعریف محیطی که موجش با قوس قزح برابری میکرد و کشتیش به زورق آفتاب سر در نمیآورد وحشی بافقیکه ناظر رخش راندی با رفیقانبه دل صد کوه غم از بار حرمان
- لوح معنی در دامن حکایت نهادن و زبان به درس نکته گشادن در تعریف مکتبی که لعبت خانهٔ چین از او نشانهایست و حدیث خلدبرین افسانهای وحشی بافقییکی را غمزه از مژگان قلمزنبه خون بیدلان میشد رقمزن
- نامه جنون ناظر در کشتی و به طوق دیوانگی گردن نهادن وحشی بافقیکه ای چون زلف خوبان دلارااسیر حلقههایت اهل سودا
- بخش ۱۶ - در جستجوی جایی دلکش و سرزمینی خرم وحشی بافقیدل شیرین که مرغی بستهپر بودپرش ساعت به ساعت خستهتر بود
- بخش ۱۱ - حکایت وحشی بافقیدل مجنون ز شکّرخنده خونستتو لب میبینی و دندان که چونست
- گرمی شعلهٔ آفتاب در عالم فتادن و مرغ آبی از غایت گرما منقار از هم گشادن و رفتن شاهزاده از مصر به سبزهزاری که از لطف نسیم او روح مسیحا تازه گشتی و با فیض چشمهسارش خضر از آب زندگانی گذشتی وحشی بافقیکه تاب شعلهٔ خور سوخت ما رابه دل بد شعلهای افروخت ما را
- بخش ۹ - گفتار در نکویی خموشی و عشق وحشی بافقیچو دل را محرم اسرار کردندخموشی را امانت دار کردند
- بخش ۶ - لا اله الا الله اقبال لاهوریجذبهٔ او در دل یک زنده مردمی کند صد ره نشین را ره نورد
- بخش ۱۳ - حرکت به و وادی یرغمید که ملائکه او را وادی طواسین مینامند اقبال لاهوریرومی آن عشق و محبت را دلیلتشنه کامان را کلامش سلسبیل
- بخش ۲ - تمهید اقبال لاهوریدیده از قندیل دل روشن نکردپس ندید الا کبود و سرخ و زرد
- بخش ۸ - فلک قمر اقبال لاهوریاین و آن حکم ترا بر دل زندگر تو گوئی این مکن آن کن ،کند
