جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳٬۷۱۳ نتیجه برای «چند» با فیلتر غزل · صفحهٔ ۱۴۴ از ۳۱۰
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۲ جلال الدین محمد مولویهمه ارکان چو لباس آمد و صنعش چو بدنچند مغرور لباسی بدن انسان بین
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۴ جلال الدین محمد مولویای دل خموش کن همه بیحرف گو سخنبیلب حدیث عالم بیچون و چند کن
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۵ جلال الدین محمد مولویچند زنیم ای کریم طبل تو زیر گلیم چند کنیم ای ندیم مستی خود را نهان
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۲ جلال الدین محمد مولویمرده اگر ببیندت فهم کند که سرخوشیچند نهان کنی که می فاش کند نهان تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۴ جلال الدین محمد مولویچون بشناخت بنده را بنده کژرونده راگفت بیا به خانه هی چند روی تو سو به سو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۵ جلال الدین محمد مولویچند گریختم نشد سایه من ز من جداسایه بود موکلم گرچه شوم چو تار مو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۸ جلال الدین محمد مولویگوید ذره ذره را چند پریم بر هواهست هوا و ذره هم دستخوش هوای تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۱ جلال الدین محمد مولویسلطان خوشان آمد و آن شاه نشان آمدتا چند کشی گوشم ای گوش کشان برگو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۵ جلال الدین محمد مولویهر چند که استادی داد دو جهان دادیدر دست که افتادی زان طرفه خبر برگو
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۸ جلال الدین محمد مولویچند هنگامه نهی هر طرفی بهرِ طمع؟!تو پراکنده شدی، جمع نشد نیم تسو
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۷ جلال الدین محمد مولویخاکی دگر بود که همه خار بر دهدهر چند هر دو خاک یکی رنگ بد عمو
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۱ جلال الدین محمد مولویاوصافت ای کس کم چو تو پایان ندارد همچو توچند آب و روغن میکنم ای آب من روغن شده
