جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۲۹۱ نتیجه برای «زر» · صفحهٔ ۱۸۱ از ۵۲۵
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۶ ناصرخسرو قبادیانیبر حسرت شاخ گل در باغ گوا شدبیچارگی و زردی و کوژی و نوانیش
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۶ ناصرخسرو قبادیانیدیوت از طاعت پری گردد چنانکچون به زر بندی کمر گردد دوال
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۶ ناصرخسرو قبادیانیدوستان اهل بیت تو به نور علمشان،چون به قیمت زر، به حکمت داستانند،ای رسول
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۱ ناصرخسرو قبادیانیمحمد و علی از خلق بهترند چه بودگر از فلان و فلان شان بزرگتر داریم؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۶ ناصرخسرو قبادیانیبر روی چو زر شده عقیقمبر فرق چو شیر گشت قارم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۷ ناصرخسرو قبادیانیخاک را قرصهٔ خورشید همی درزدروز تا شام به زر آب زده ژوپین
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۰ ناصرخسرو قبادیانیکیستی، بنگر کز بهر تو میزایدمه و خورشید زر و سیم و سُرُب کیوان؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۳ ناصرخسرو قبادیانیده تن از تو زرد روی و بی نوا خسپد همیتا به گلگون می همی تو روی خود گلگون کنی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۴ ناصرخسرو قبادیانیبه مردم شدهستی تو با قدر و قیمتکه زر است مردم تو را و تو کانی
- گفتار بیست و نهم ناصرخسرو قبادیانیپس گوئیم که زر مثل است بر اول از آنچه او برتر است از سیم همچنانکه اول برتر است از ثانی و هر که بر بیست مثقال زر پادشاه شود (و) یکسال بر آن بگذرد بر و واجب شود نیم دینار از آن زکوه بیرون کردن و بیست دو عقد است و آن دلیل ا …
- شمارهٔ ۱۰ - رشید الدین وطوط در مدح خاقانی قصیدهای مشتمل بر سی و یک بیت سرود و برای او فرستاد که اولش این است «ای سپهر قدر را خورشید و ماه وی سریر فضل را دستور و شاه» «افضل الدین بوالفضایل بحر فضل فیلسوف دین فزای کفرکاه» خاقانی در جواب وی گفته است خاقانی شروانیمعانیش همه یاقوت بود و زر یعنیمفرح از زر و یاقوت به برد سودا
- شمارهٔ ۲۴ - در تحسر و تالم از مرگ کافی الدین عمربن عثمان عموی خود گوید خاقانی شروانیآزردهٔ چرخم نکنم آرزوی کسآری نرود گرگ گزیده ز پی آب
