جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۱۹۱ از ۵۱۰
- بخش ۳ - حکایت تیرانداز اردبیلی سعدی شیرازیبه روز اجل نیزه جوشن دردز پیراهن بی اجل نگذرد
- بخش ۱۳ - نظر در اسباب وجود عالم سعدی شیرازیعسل خوش کند زندگان را مزاجولی درد مردن ندارد علاج
- بخش ۲۵ - مخاطبه شمع و پروانه سعدی شیرازیهمی گفت و هر لحظه سیلاب دردفرو میدویدش به رخسار زرد
- بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی سعدی شیرازیچو بینم که درویشِ مسکین نخوردبه کامْ اَندَرَم، لُقمه زهر است و درد
- غزل شمارهٔ ۵ جلال الدین محمد مولویگلزار و باغ عالمی چشم و چراغ عالمیهم درد و داغ عالمی، چون پا نهی اندر جفا؟
- غزل شمارهٔ ۴۳ جلال الدین محمد مولویجزو ز جزوی چو برید از تن تو درد کندجزو من از کل ببرد چون نبود درد مرا
- غزل شمارهٔ ۵۶ جلال الدین محمد مولویبگردان بادهٔ شاهی که همدردی و همراهینشان درد اگر خواهی بیا بنگر نشانی را
- غزل شمارهٔ ۱۲۳ جلال الدین محمد مولویدست و پایت چو مار گرددچون درد دهیم دست و پا را
- غزل شمارهٔ ۱۳۴ جلال الدین محمد مولویهم بزن بر صافیان آن دُرد دردانگیز راهم بخور با صوفیان پالوده بیدود را
- غزل شمارهٔ ۱۶۲ جلال الدین محمد مولویغم را لطف لقب کن ز غم و درد طرب کنهم از این خوب طلب کن فرج و امن و امان را
- غزل شمارهٔ ۲۰۷ جلال الدین محمد مولویای کهبه هنگامِ درد راحتِ جانی مرا
- غزل شمارهٔ ۲۲۳ جلال الدین محمد مولویخدای پهلوی هر درد دارویی بنهادچو درد عشق قدیم است، ماند بی ز دوا
