جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱۹۱ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۲۶۱ خاقانی شروانینیم شب پی گم کنان در کوی جانان آمدمهمچو جان بیسایه و چون سایه بیجان آمدم
- شمارهٔ ۲۶۸ - در هجو رشید وطواط خاقانی شروانیاین غَر غَرچه جغد دمن استنیست او را چو همای اصل کریم
- غزل شمارهٔ ۲۷۰ خاقانی شروانیبیواسطهٔ خیال با دوستخلوت کنم و دمی برآرم
- غزل شمارهٔ ۲۷۲ خاقانی شروانیدلا رازت برون نتوان نهادنقدم در موج خون نتوان نهادن
- شمارهٔ ۲۷۳ خاقانی شروانیدم به دم میگذرند از نظر ما یاراناینقدر دیده نداریم که بر خود نگریم
- شمارهٔ ۲۷۵ خاقانی شروانیاین است که از برای یک دمدر چار سوی امید و بیمیم
- شمارهٔ ۲۷۶ - در موعظه خاقانی شروانیهر که را من به مهر خواندم دوستچون دگر کس شناخت شد دشمن
- غزل شمارهٔ ۲۸۰ خاقانی شروانیدلم دردمند است باری برافکنبر افکندهٔ خود نظر بهتر افکن
- غزل شمارهٔ ۲۸۳ خاقانی شروانیاز عشق یار روی ندارم که دم زنمکز عشق روی او چه غم آمد به روی من
- غزل شمارهٔ ۲۸۵ خاقانی شروانیشرط خاقانی است از کفر آشکارا دم زدنپس نهان از خاکیان در خون ایمان آمدن
- غزل شمارهٔ ۳۰۱ خاقانی شروانیسینهٔ خاقانی و غم، تا نزند ز وصل دمدعوی عشق و وصل هم، تا ز سگان کیست او
- غزل شمارهٔ ۳۰۷ خاقانی شروانیدر دستت اوفتادم چون مرغ پر بریدهدر پیشت ایستادم چون شمع سر بریده
