جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۹ نتیجه برای «خون» با فیلتر عبید زاکانی · صفحهٔ ۲ از ۵
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - در وصف آسمان و افلاک عبید زاکانیامیر خطهٔ پنجم دلاوری دیدمخضاب کرده به خون دست و سر پر از غوغا
- بخش ۱۳ - تمامی سخن معشوق عبید زاکانیندارم باک اگر دل گرددت خوننگیرد در من این نیرنگ و افسون
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در مدح شاه شیخ جمالالدین ابواسحق اینجو عبید زاکانیمن در میان خون جگر غرقه وین زمانتا کیست آنکه مونس او در کنار اوست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در مدح یکی از پادشاهان عصر عبید زاکانیچو بیدها به در آرند تیغها ز غلافچه خون که از جگر لالهزار بگشایند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحاق گوید عبید زاکانیروی صحرا گردد از زخم سم اسبان ستوهتل و هامون گردد از خون دلیران لالهزار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - ایضا در مدح عمیدالملک وزیر عبید زاکانیچو شد حرارت بر شاخ ارغوان غالبطبیب باد صبا خون گشاد از قیفال
- باب اول در حکمت - مذهب مختار عبید زاکانیو به سبب این عقیده است که قصد خون و مال و عرض خلق پیش انسان خوار و بیمایه مینماید:
- بخش ۳۰ - در خواب دیدن عاشق معشوق را عبید زاکانیز مژگان اشک خونین بر زمین ریختز روی مهربانی در من آویخت
- بخش ۲۷ - آگاه شدن عاشق از حال معشوق عبید زاکانیتنم در غصهٔ هجران بفرسوددلم خون گشت و از دیده بپالود
- بخش ۳۲ - مناجات عبید زاکانیبه حق صبر بیپایان ایوببه آب چشم خون افشان یعقوب
- بخش ۷ - واقف شدن معشوق از حال عاشق عبید زاکانیکه زینسان بیخور و بیخواب کردشکه از غم دیدهٔ پر خوناب کردش
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در مدح جلالالدین شاه شجاع مظفری و فتح اصفهان عبید زاکانیچکان ز تیغ تو خون عدوست پنداریمگر که قطرهٔ خون میچکد ز قطر سحاب
