جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۲۰۷ از ۶۴۷
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۷ جلال الدین محمد مولویشمس تبریز آمد و جان شادمانچونک با شمسش قرانست ای پسر
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۲ جلال الدین محمد مولویاندیشه میکنی که رهی از زحیر و رنجاندیشه کردن آمد سرچشمه زحیر
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۰ جلال الدین محمد مولویدر بزد از تشنگی و آب خواستآمد از آن خانه یتیمی به در
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۱ جلال الدین محمد مولویدر بگشا کآمد خامی دگرپیشکشی کن دو سه جامی دگر
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۶ جلال الدین محمد مولویور نبینی کز دو عالم برتر آمد شمس دینبر تک دریای غفلت مرده ریگی تو هنوز
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۹ جلال الدین محمد مولویغوغای روز بینی چون شمع مرده باشچون خلوت شب آمد چون شمع برفروز
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۵ جلال الدین محمد مولویآمد عشق چاشتی شکل طبیب پیش مندست نهاد بر رگم گفت ضعیف شد مجس
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۱ جلال الدین محمد مولویچو یوسف شمس تبریزی به بازار صفا آمدمر اخوان صفا را گو در آن بازار جوییدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۷ جلال الدین محمد مولویحسن و نمک نادر در صورت عشق آمدتا حسن و سکون یابد جان از پی تسکینش
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۱ جلال الدین محمد مولویشب آمد و جوش خلق بنشستبرخیز کز آن ماست سرجوش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۸ جلال الدین محمد مولویاگر چه کره گردون حرون و تند نمودبه دست عشق وی آمد شکال و افسارش
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۸ جلال الدین محمد مولویآمد بهار و گفت به نرگس به خنده گلچشم من و تو روشن بیروی زشت زاغ
