جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۲۱۸ از ۴۲۱
- غزل شمارهٔ ۱۵۶ خاقانی شروانیعقل چه همتای توست کز تو زند لاف عشقمینشناسد حریف خیرهسری میکند
- غزل شمارهٔ ۱۶۴ خاقانی شروانیبر درگه تو ناله کسی را رسد که اوچون کوس هرچه زخم بود بر شکم خورد
- غزل شمارهٔ ۱۷۱ خاقانی شروانیاز دست آنکه دست به وصلت نمیرسدجانم ز لب گذشت و به بالای سر رسید
- غزل شمارهٔ ۱۸۴ خاقانی شروانیتنگ است در وصل تو زان هیچ قدی نیستکو بر در وصل تو رسد خم نپذیرد
- غزل شمارهٔ ۱۸۵ خاقانی شروانیکشتی صبر من سوی ساحل کجا رسدبا صد هزار رخنه که در بادبان فتاد
- شمارهٔ ۲۰۶ خاقانی شروانیحاسدش آسیاست کز دامنآب چون آسیاب میچکدش
- شمارهٔ ۲۱۲ - مطلع دوم خاقانی شروانیاز تو بهر تهی دوی دولت وصل کی رسدخاصه که چون بقا و عز خاص شه مظفری
- شمارهٔ ۲۲۸ - این قطعه را ارتجالا ساخته و به دار الخلافهٔ بغداد فرستاده است خاقانی شروانیکه آفتاب چو کرد از هوا صحیفهٔ سیممثال نور نویسد بر او قلم تمثال
- غزل شمارهٔ ۲۳۱ خاقانی شروانیاگر به خدمت دست تو دررسد لب منز دست بوس تو یارب چه دستگاه نهم
- شمارهٔ ۲۳۱ - در مدح تاج الدین خاقانی شروانیحاسد خاک پای او کعبهتشنهٔ آب دست او زمزم
- غزل شمارهٔ ۲۴۷ خاقانی شروانیما پیشکش تو جان فرستیمور دست رسد جهان فرستیم
- غزل شمارهٔ ۲۵۶ خاقانی شروانیگر هیچ رسد بر دل دندان سگ کویشتشریف سر دندان هر بار نیندیشم
