جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۴۹ نتیجه برای «چند» با فیلتر سعدی · صفحهٔ ۲۸ از ۳۰
- بخش ۱۹ - حکایت زاهد تبریزی سعدی شیرازیبه چندان که در دستت افتد بسازاز آن به که گردی تهیدست باز
- در مرثیهٔ عز الدین احمد بن یوسف سعدی شیرازیچندان برفت خون ز جراحت به راستیکز چشم مادر و پدر مهربان برفت
- بخش ۱۰ - حکایت کرم مردان صاحبدل سعدی شیرازییکی دست گیرم به چندین درمکه چندی است تا من به زندان درم
- بخش ۲ - حکایت پیرمرد و تحسر او بر روزگار جوانی سعدی شیرازیشبی در جوانی و طیب نعمجوانان نشستیم چندی بهم
- بخش ۳۵ - گفتار اندر تقویت مردان کار آزموده سعدی شیرازیجوانان شایستهٔ بخت ورز گفتار پیران نپیچند سر
- بخش ۲۴ - حکایت سعدی شیرازیشب از نرگسش قطره چندی چکیدسحر دیده بر کرد و دنیا بدید
- حکایت شمارهٔ ۲ سعدی شیرازیگفت: چندین بر این نمط بگفتم که گمان بردم که دلش بر قید من آمد و صید من شد. ناگه نفسی سرد از سر درد بر آورد و گفت: چندین سخن که بگفتی در ترازوی عقل من وزن آن سخن ندارد که وقتی شنیدم از قابله خویش که گفت زن جوان را اگر تیر …
- حکایت شمارهٔ ۴ سعدی شیرازیچندان که ملاطفت کرد و پرسیدش از کجایی و چه نامی و چه صنعت دانی؟ در قَعرِ بَحرِ مودّت چنان غریق بود، که مجال نفس نداشت.
- بخش ۲۹ - حکایت سعدی شیرازیتو در وی همان عیب دیدی که هستز چندان هنر، چشم عقلت ببست؟
- بخش ۴ - حکایت در معنی تحمل محب صادق سعدی شیرازیمرا خود ز سر نیست چندان خبرکه تاج است بر تارکم یا تبر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - پند و موعظه سعدی شیرازیبرفت عمر و نرفتیم راه شرط و ادببه راستی که به بازی برفت چندین سال
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - در مدح امیر انکیانو سعدی شیرازیبا بدان چندان که نیکویی کنیقتل مار افسا نباشد جز به مار
