جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۳۱۰ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۴۸۰۶ صائبتا چون صدف کنند ترا مخزن گهربردار سوی عالم بالا کف نیاز
- غزل شمارهٔ ۴۸۱۴ صائبصبحی که چشم من به رخ اشک باز شدپیمان نبسته بود صدف با گهر هنوز
- غزل شمارهٔ ۴۸۲۰ صائبهوا از ابر و باغ از جوش شبنمدل و دست گهربارست امروز
- غزل شمارهٔ ۴۸۳۳ صائبای که کردی از صدف گهواره در یتیماین گهرهای به گل چسبیده را فریاد رس
- غزل شمارهٔ ۴۸۴۳ صائبگل رخسار ترا شبنم بیگانه مبادعرق شرم به صد چشم نگهبان تو بس
- غزل شمارهٔ ۴۸۴۴ صائبگرچه می زدنگه شوخ به بازی در صلحداشت بابوسه دهانش شکرابی که مپرس
- غزل شمارهٔ ۴۸۵۶ صائبمهر خاموشی صدف راکرد معمور از گهرلب ببند از گفتگو، گنجینه اسرار باش
- غزل شمارهٔ ۴۸۶۴ صائبچون صدف صائب ز دریا گوشه ای کن اختیارز انقلاب موج آب چون گهر آسوده باش
- غزل شمارهٔ ۴۸۸۰ صائبفرش ما افتادگی، اسباب ما آزادگیخانه ما را نگهبان گر نباشد گو مباش
- غزل شمارهٔ ۴۸۸۲ صائبحسن را شرم محبت پرده داری می کندچشم بیدار نگهبان گرنباشد گو مباش
- غزل شمارهٔ ۴۸۸۴ صائبازخشن پوشی چه پروا عارف دل زنده را؟پشت این آیینه روشن گهر زر گومباش
- غزل شمارهٔ ۴۸۸۹ صائبخنده رو بودن به از گنج گهر بخشیدن استتا توانی برق بودن ابرنیسانی مباش
