جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۹۹ نتیجه برای «گل» با فیلتر قصیده · صفحهٔ ۳۲ از ۴۲
- شمارهٔ ۱۱۷ - این قصیدهٔ را مذکورة الاسحار خوانند و در کعبهٔ معظمه انشاد کرده و در وصف مناسک حج و تخلص به مدح ملک الوزرا جمال الدین اصفهانی نموده که تعمیر حرم کرده بود و خواص مکه این قصیدهٔ را به زر نوشتند خاقانی شروانیشب گیسوان گشاده چو جادو زنی به شکلبسته زبان ز دود گلو گاه مجمرش
- شمارهٔ ۱۸۳ - مطلع دوم خاقانی شروانیاول جنبش که نو گلبن آدم شکفتمیوهٔ غم بود و بس، نوبر بستان او
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در وصف بهار سعدی شیرازیهر دلی را هوس روی گلی در سر شدکه نه این مشغله از بلبل تنها برخاست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - اندرز و نصیحت سعدی شیرازیگلیست خرم و خندان و تازه و خوشبویولیک امید ثباتش چنان که دانی نیست
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۰ جلال الدین محمد مولویدگربار آفتاب اندر حمل شدبخندانید عالم را چو گلشن
- غزل شمارهٔ ۳۱۶۳ جلال الدین محمد مولویکی بود کز قفس برون پردمرغ جانم به سوی گلزاری
- شمارهٔ ۴ جامیباده ام آن لایهای خم که نگیردراه گلو بی تراوش دل و دیده
- شمارهٔ ۸ - قصیدة اخری جامیدرگل رود چو آب و به خشکی جهد چو باددر هیچ جوی و جر نبود حاجت پلش
- شمارهٔ ۸ جامیمنزلی خوش خانه ای دلکش مقامی دلگشاستساقی گلچهره کو و مطرب خوشگو کجاست
- شمارهٔ ۲۱ جامیآید از گلهاش بوی هذه «جنات عدن »خیزد از مرغانش بانگ «فادخلوها خالدین »
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ پروین اعتصامینوگلی پژمرده از گلبن بخاک افتاد و گفتخوار شد چون من هر آنکو همنشینش بود خار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ پروین اعتصامیاز بهر حفظ گله، شبان چون به خواب رفتسگ باید ای فقیه، نه آهوی خوشخرام
