جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵۰۷ نتیجه برای «صد» با فیلتر قصیده · صفحهٔ ۴ از ۴۳
- شمارهٔ ۷۸ - ایضا در مرثیهٔ خانوادهٔ خود خاقانی شروانیرشتهٔ جان صد گرده چو رشتهٔ تب داشتغم به دل یک گره هزار برافکند
- شمارهٔ ۹۵ - در رثاء امام ابو عمر و اسعد خاقانی شروانیآفتابش به صد هزار زبانسایهٔ پادشاه میگوید
- شمارهٔ ۱۱۷ - این قصیدهٔ را مذکورة الاسحار خوانند و در کعبهٔ معظمه انشاد کرده و در وصف مناسک حج و تخلص به مدح ملک الوزرا جمال الدین اصفهانی نموده که تعمیر حرم کرده بود و خواص مکه این قصیدهٔ را به زر نوشتند خاقانی شروانیآنک عروس روز، پس حجله معتکفگردون نثار ساخته صد تخت گوهرش
- شمارهٔ ۱۴۰ - در شکایت از روزگار خاقانی شروانینیست شب کز رخ و سرشک بهمصد بهار و خزان نمییابم
- شمارهٔ ۱۹۷ - مطلع دوم خاقانی شروانیبل فارغ آن دل در برش از هشت خلد و کوثرشصد ساله ره ز آنسوترش جای تماشا داشته
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۱ جلال الدین محمد مولویسزای صد عتاب و صد عذابیمکشیده از سزای ما لگام او
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۰ جلال الدین محمد مولویزان خنده و زان گفتن و زان شیوه شیرینصد غلغله در سقف سماوات افندی
- غزل شمارهٔ ۳۱۴۴ جلال الدین محمد مولویهر دمی صد جنازه میگذرددیدهها سوگوار بایستی
- غزل شمارهٔ ۳۱۸۴ جلال الدین محمد مولویبه جای راستی و صدق گیرندخیانتها که کردی یا دغایی
- شمارهٔ ۴۰ - قصیده صائبدر سینه شان دهن چو گشاید نهنگ حرصدر خون صد سفینه پربار می روند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸ عطار نیشابوریوان تن که نشستی به هوس بر سر هر صدراکنون ز سر عاجزی از گوشه خزیده است
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ عطار نیشابوریصد بار باشدت چو شکمپر شد از طعامحالی ز پشت تو همه باز اوفتاد بار
