جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۴۳۰ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۶۴ خاقانی شروانیبر درگه تو ناله کسی را رسد که اوچون کوس هرچه زخم بود بر شکم خورد
- غزل شمارهٔ ۱۷۱ خاقانی شروانیهر تیر کز گشاد ملامت برون پریدبیآگهیِ سینه، مرا بر جگر رسید
- غزل شمارهٔ ۱۷۲ خاقانی شروانیخاقانی این سخن گفت او را زبان فرو بستتا ناگهی نباید کز تو فغان برآرد
- شمارهٔ ۱۸۷ - در تولد دختر خود خاقانی شروانیسخن که زادهٔ خاقانی است دیر زیادکه آن ز نه فلک آمد نه از چهار گهر
- غزل شمارهٔ ۱۹۳ خاقانی شروانیتا دل من سوی توست بارگه صبر منهست به کوی عدم بلکه از آنسویتر
- غزل شمارهٔ ۱۹۶ خاقانی شروانیبسیار دیدی در دلم بازار عشق آراستهآن چیست کانگه دیدهای بازار عشق اکنون نگر
- غزل شمارهٔ ۱۹۷ خاقانی شروانیخرمترم آنگه بین از خوی توام غمگینکز هرچه کند تسکین صفرای تو اولیتر
- غزل شمارهٔ ۲۰۱ خاقانی شروانیگهی که جرم مرا پیش تو حساب کنندتو رشحهای ز کرمهای بیحساب بریز
- شمارهٔ ۲۰۹ خاقانی شروانیاو نایب خداست به رزق منیارب ز نائبات نگه دارش
- شمارهٔ ۲۱۰ - در مرثیهٔ اهل بیت خود خاقانی شروانیدل درد زده است از غم زنهار نگه دارشکو میوهٔ دل باری بر بار نگه دارش
- شمارهٔ ۲۳۱ - در مدح تاج الدین خاقانی شروانیدو گهر دان پیمبری و کرمزاده از کان کاینات به هم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷ خاقانی شروانیگفت هجری تلخ وانگه خوشدلی؟ آن بی من استمن به داغ این حدیث از خوی ناباک توام
