جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۳۶ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۸۱۷ جلال الدین محمد مولویدر دل خلقند چون دیده منیرآن شهان کز بهر دیدار آمدند
- غزل شمارهٔ ۸۳۵ جلال الدین محمد مولویسایه چون طلعت خورشید بدیدنکند سجده نخنبد چه کند
- غزل شمارهٔ ۸۴۹ جلال الدین محمد مولویای آن که از عزیزی در دیده جات کردنددیدی که جمله رفتند تنها رهات کردند
- غزل شمارهٔ ۸۵۰ جلال الدین محمد مولویمن دی ز ره رسیدم قومی چنین بدیدممن خویش را کشیدم ایشان مرا کشیدند
- غزل شمارهٔ ۸۵۲ جلال الدین محمد مولویاز دیدن جمالی کو حسن آفریندبالله یکی نظر کن کاندر نظر چه آید
- غزل شمارهٔ ۸۶۹ جلال الدین محمد مولویسیب زنخ چو دیدی میدان درخت سیببهر نمونه آمد این نیست بهر خورد
- غزل شمارهٔ ۸۷۲ جلال الدین محمد مولویچون یوسفی بدید چو گرگان همیدردچون مؤمنی بدید چو کفار میکشد
- غزل شمارهٔ ۸۷۳ جلال الدین محمد مولویخندید و گفت روبه آخر به زیرکیاز دست شیر صید کجا سهل درربود
- غزل شمارهٔ ۸۷۵ جلال الدین محمد مولویای سجدهها به پیش درت واجبات عیدوی دیده خویشتن ز تو قایم خرام عید
- غزل شمارهٔ ۸۷۷ جلال الدین محمد مولویاین تحفه دیدهاند که عشاق روزگارتا برشمار موی تو سرها همیدهند
- غزل شمارهٔ ۸۸۱ جلال الدین محمد مولویشمسِ حقِ دین توی مالک مُلک وجودای که ندیده چو تو عشق دگر کیقباد
- غزل شمارهٔ ۸۸۵ جلال الدین محمد مولویسرمه کشید این جهان باز ز دیدار ماگشت جهان تازه روی چشم بدش دور باد
