جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۴۹ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۷ جلال الدین محمد مولویهر چند بیزبان شده بودم چو ماهییدیدم شکرلبی و زبانی خریدهام
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۱ جلال الدین محمد مولویتا باغ گلستان جمال تو دیدهایمچون سرو سربلند و زبانور چو سوسنیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۸ جلال الدین محمد مولویور تو منی من توام خیرگی از خود ز چیستمست بخندید و گفت دل که نمیدانیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۱ جلال الدین محمد مولویوگر همای تو را هر سحر که می آیدز جان و دیده و دل حلقههای دام کنیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۵ جلال الدین محمد مولویبه من نگر که بدیدم هزار آزادیچو عشق را دل و جانم کنیزک است و غلام
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۰ جلال الدین محمد مولویاز ساغر او گیج است سرماز دیدن او جان است تنم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۷ جلال الدین محمد مولویدیدن غیر تو نفاق بودمن نه مرد نفاق و تزویرم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۹ جلال الدین محمد مولویشمس تبریز را چو دیدم مننادره بحر و گنج و کان که منم
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۷ جلال الدین محمد مولویخندید و میگفت ای پسر آری ولیک از حد مبروانگه چنین میکرد سر، کای مست و ای هشیار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۷ جلال الدین محمد مولویلیکن گشاد راه کو دیدار و داد شاه کوخاصه مرا که سوختم در آرزوی شاه من
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۶ جلال الدین محمد مولویشارِقِ من فارقِ من از نظرِ خالقِ منشمع کُشی دیده کَنی در نظر و منظر من
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۶ جلال الدین محمد مولویتند نمود عشق او تیز شدم ز تندیشگفت برو ندیدهای تیزی ذوالفقار من
