جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۴۵۲ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۱۵۷ جلال الدین محمد مولویتا ز نیکی وز بدی من واقفم من واقفماز جمالت غافلم باری بیا رویی نما
- غزل شمارهٔ ۱۶۱ جلال الدین محمد مولویچو فرستاد عنایت، به زمین مشعلهها راکه بدر پردهٔ تن را و ببین مشعلهها را
- غزل شمارهٔ ۱۶۳ جلال الدین محمد مولویوگر او به وعده گوید که دمی دگر بیایمهمه وعده مکر باشد بفریبد او شما را
- غزل شمارهٔ ۱۶۴ جلال الدین محمد مولوینظری به سوی خویشان نظری برو پریشاننظری بدان تمنا نظری بدین تماشا
- غزل شمارهٔ ۱۶۵ جلال الدین محمد مولویبده آن می رواقی هله ای کریم ساقیچو چنان شوم بگویم سخن تو بیمحابا
- غزل شمارهٔ ۱۶۶ جلال الدین محمد مولویتن تیره همچو زاغی و جهان تن زمستانکه به رغم این دو ناخوش ابدا بهار بادا
- غزل شمارهٔ ۱۹۰ جلال الدین محمد مولویدر نورت ای گزیده! ای بر فلک رسیده!من دم به دم بدیده، انوار مصطفا را
- غزل شمارهٔ ۲۰۴ جلال الدین محمد مولویآب چو خاکی بُده باد در آتش شدهعشق به هم برزده خیمهٔ این چار را
- غزل شمارهٔ ۲۰۶ جلال الدین محمد مولویبر برَدَش خرد خرد تا که ندانی چه بُردصاف بدزدد ز دُرد شعشعه دلربا
- غزل شمارهٔ ۲۱۶ جلال الدین محمد مولویببردت ز یزید و بدوزدت بر زیدبدین یکی کندت جفت و زان دگر عذرا
- غزل شمارهٔ ۲۲۰ جلال الدین محمد مولویمگر به خواب بدیدم که مه مرا برداشتببرد بر فلک و بر فلک نهاد مرا
- غزل شمارهٔ ۲۲۵ جلال الدین محمد مولویخموش باش که گر حق نگویدش که بدهچه جای نان، ندهد هم به صد سنان حلوا
