جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۴۵۴ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۸۴۷ جلال الدین محمد مولویبه دم خوش سحرگه همه خلق زنده گرددتو چگونه دلستانی که دم سحر نداری
- غزل شمارهٔ ۲۸۶۲ جلال الدین محمد مولویچو به ظاهر تو سمعنا و اطعنا گفتیظاهر آنگه شود این که به نهان نستیزی
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۶ جلال الدین محمد مولویاندک اندک به جنون راه بری از دم منبرهی از خرد و ناگه دیوانه شوی
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۴ جلال الدین محمد مولویآنگه فقیر بودی بس خرقهها ربودیپس وای بر فقیران چون ذوالفقار گشتی
- غزل شمارهٔ ۲۹۸۹ جلال الدین محمد مولویاز من مپرس این و ز عقل کمال پرسکو راست در عیار گهرها مهارتی
- غزل شمارهٔ ۲۹۹۳ جلال الدین محمد مولویهر چند سالها ز چمن گل بچیدهایمناگه ز چشم بد به ره خار میکشی
- غزل شمارهٔ ۳۰۱۱ جلال الدین محمد مولوییک دم ای خوش عذار حال مرا گوش دارمست غمت را بیار رسم نگهبانیی
- غزل شمارهٔ ۳۰۱۲ جلال الدین محمد مولویصورت تن را مبین زانک نه درخورد توستپوشد سلطان گهی خرقه پشمینهای
- غزل شمارهٔ ۳۰۳۲ جلال الدین محمد مولویاز پگه ای یار زان عقار سماییده به کف ما که نور دیده مایی
- غزل شمارهٔ ۳۰۴۴ جلال الدین محمد مولویگهی به سینه درآیی گهی ز روح برآییگهی به هجر گرایی چه آفتی چه بلایی
- غزل شمارهٔ ۳۰۵۸ جلال الدین محمد مولویوانگه از سر دقت به حاضران میگفتنه درخورست چنین مرغ با چنین دامی
- غزل شمارهٔ ۳۰۶۰ جلال الدین محمد مولویچنانک خار سیه را بهارگه بینیکند میان سمن زار گلرخی دعوی
