جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۶۸ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۳۰۶۴ جلال الدین محمد مولویعجب به خواب چه دیدهست دوش این دل منکه هست در سرم امروز شور و صفرایی
- غزل شمارهٔ ۳۰۶۵ جلال الدین محمد مولویسبک به دامن پیراهنش زدم من دستز بوی پیرهنش دیده گشت بینایی
- غزل شمارهٔ ۳۰۶۶ جلال الدین محمد مولویبقای من چو بدید و زوال خود خورشیدگرفت در طلبم عادت جهان گردی
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۰ جلال الدین محمد مولویتو نور دیده جان یا دو دیده ماییکه شعله شعله به نور بصر درافزایی
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۳ جلال الدین محمد مولویبرآ برآ هله ای مه که حیف بسیارستکه دیدهها همه گریان و تو در این گردی
- غزل شمارهٔ ۳۱۰۶ جلال الدین محمد مولویاز آن دمی که صراحی عشق تو دیدمتهی و پر شدهام دم به دم قدح واری
- غزل شمارهٔ ۳۱۱۶ جلال الدین محمد مولویز خون بر رخ من بدیدی نشانهاکنون رفت کارم گذشت از نشانی
- غزل شمارهٔ ۳۱۱۸ جلال الدین محمد مولویچه سوگند خوردی؟ چه دل سخت کردی؟که گویی که هرگز مرا خود ندیدی
- غزل شمارهٔ ۳۱۲۹ جلال الدین محمد مولویبه صد لابه مخمور را می دهیکه دیدهست ساقی بدین مشفقی؟!
- غزل شمارهٔ ۳۱۴۱ جلال الدین محمد مولویای دلا گرد حوض میگشتیدیدی آخر که هم درافتادی
- غزل شمارهٔ ۳۱۶۵ جلال الدین محمد مولویدوش ز هجر تو جفا دیدهامای که تو سلطان وفا بودهای
- غزل شمارهٔ ۳۱۶۶ جلال الدین محمد مولویصیر فی نقد معانی تویسرمه کش دیدهٔ هر ناظری »
