جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۴۹۵ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۹ جلال الدین محمد مولویخرامان شو به گورستان ندایی کن بدان بستانکه خیز ای مرده کهنه برقص ای جسم ریزیده
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۴ جلال الدین محمد مولویشمس الحق تبریزی بادا دل بدخواهتبر گرد جهان گردان در طمع یکی گرده
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۶ جلال الدین محمد مولویای عاشق الاهو ز استاره بگیر این خوخورشید چو درتابد فانی شود استاره
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۸ جلال الدین محمد مولویآن کس که ربود از رخ مر کاه ربایان راانصاف بده آخر با او چه کند یک که
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۲ جلال الدین محمد مولویدر رسته بازاری هر جا بده اغیاریدر جانش زده ناری آن خونی آشفته
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۶ جلال الدین محمد مولویبربسته و بررسته غرقند در این رستهتا با همگان باشد از عین ابد خنده
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۰ جلال الدین محمد مولویکی باشد کاین ترکان از قشلق بازآیندچون گنج بدید آید زین گوشه ویرانه
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۰ جلال الدین محمد مولویروزی که نریزد خون رنجیش بدید آمدجز از جگر عاشق آن رنج نگردد به
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۱ جلال الدین محمد مولویای دلبر بیصورت صورتگر سادهوی ساغر پرفتنه به عشاق بداده
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۲ جلال الدین محمد مولویچون صبر بود از شه شمس الحق تبریزای آب حیات ابد از شاه چشیده
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۳ جلال الدین محمد مولوییا چشمه خضر است روان گشته بدین سویا ترک خوش ماست ز بلغار رسیده
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۵ جلال الدین محمد مولویرندان همه جمعند در این دیر مغانهدرده تو یکی رطل بدان پیر یگانه
