جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۶۸ نتیجه برای «عبید» · صفحهٔ ۵ از ۱۴
- غزل شمارهٔ ۲ عبید زاکانیعبید وصف دهان و لب تو میگویدببین که فکر چه باریک و نازکست او را
- غزل شمارهٔ ۳ عبید زاکانیتا چون عبید بر سر کویش مجاورمهیچ التفات نیست به خلد برین مرا
- غزل شمارهٔ ۴ عبید زاکانیشاید که خون دیده بریزی عبید از آنکاو میکند همیشه خرابی بجای ما
- غزل شمارهٔ ۵ عبید زاکانیرطل گران را ز دست تا ننهی ای عبیدزانکه روان میبرد عمر سبک پای ما
- شمارهٔ ۶ - ایضا در مدح همو عبید زاکانیخسروا بنده عبید از کرمت دارد چشمکش ز یمن نظرت کار به بالا برسد
- غزل شمارهٔ ۶ عبید زاکانیاز می مهر تو تا مست شدم همچو عبیدنیست دیگر هوس ساغر و پیمانه مرا
- غزل شمارهٔ ۱۰ عبید زاکانیروزی که با من است من آن روز چون عبیداز عیش بهرهمندم و از عمر کامیاب
- غزل شمارهٔ ۱۲ عبید زاکانیقلندریست مجرد عبید زاکانیحریف خواجگی و مرد کدخدایی نیست
- غزل شمارهٔ ۱۳ عبید زاکانیعبید، پیش کسانی که عشق میورزندشب وصال کم از روز پادشایی نیست
- غزل شمارهٔ ۱۵ عبید زاکانیدریوزه کردم از لب دلدار بوسهایگفتا برو عبید که وقت زکات نیست
- شمارهٔ ۱۶ - در شکایت از قرض گوید عبید زاکانیگر خواجه تربیت نکند نزد پادشامسکین عبید چون کند آخر دوای قرض
- غزل شمارهٔ ۱۷ عبید زاکانیعبید چون جرست ناله سود مینکندچو کاروان جرس جمله بیجواز برفت
