جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۵۰۳ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۵ جلال الدین محمد مولویمنم غرقه به بحر انگبینیکه زنبور از کفش یابد لعابی
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۶ جلال الدین محمد مولویاگر خسبی نخسبد جز که چشمتتوی آن نور جاویدان نخسبی
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۷ جلال الدین محمد مولویبه صحرا رو بدان صحرا که بودیدر این ویرانهها بسیار گشتی
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۳ جلال الدین محمد مولویوگر چرخ و زمین از هم بدردورای هر دو جانی زنده باشی
- غزل شمارهٔ ۲۶۶۱ جلال الدین محمد مولویمرا گویی اگر من جور کردمبدان کردم که پیش از من تو کردی
- غزل شمارهٔ ۲۶۶۲ جلال الدین محمد مولویدلا رو رو همان خون شو که بودیبدان صحرا و هامون شو که بودی
- غزل شمارهٔ ۲۶۶۴ جلال الدین محمد مولویز روی آینه گل دور کردیدر آیینه بدیدی آنچ دیدی
- غزل شمارهٔ ۲۶۶۶ جلال الدین محمد مولویکز او در آینه ساعت به ساعتهمیتابد عجب نقش و نگاری
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۲ جلال الدین محمد مولویبکن پرهیز تا شربت بسازمکه تا دور ابد باخود نیایی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۴ جلال الدین محمد مولوینجنبد شاخ و برگی جز به بادینپرد برگ که بیکهربایی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۶ جلال الدین محمد مولویدل سنگین چو یابد تاب آن چشمشود در حال او در خوشابی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۷ جلال الدین محمد مولویمنم لولی و سرنا خوش نوازمبده شکر ،نی ام را چون شکستی
