جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۵۵۴ از ۱٬۹۵۷
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۴ جلال الدین محمد مولویجسم چو خانقاه جان فکرتها چو صوفیانحلقه زدند و در میان دل چو ابایزید من
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۶ جلال الدین محمد مولویمن دل پردلان بدم قوت صابران بدمبرد هوای دلبری هم دل و هم قرار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۰ جلال الدین محمد مولویای ز تو شاد جان من بیتو مباد جان مندل به تو داد جان من با غم توست همنشین
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۲ جلال الدین محمد مولویدر ره تو کمین خسم از ره دور می رسمای دل من به دست تو بشنو داستان من
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۳ جلال الدین محمد مولویدوش چه خوردهای دلا راست بگو نهان مکنهمچو کسان بیگنه روی به آسمان مکن
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۰ جلال الدین محمد مولویخنک آن دم که فراش فرشنا اندر این مسجددر این قندیل دل ریزد ز زیتون خدا روغن
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۶ جلال الدین محمد مولویتو بوسه عشق را دیدی مگر ای دل که پریدیکه هر جزوت شدهست ای دل چو لب نالان و بوسه چین
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۱ جلال الدین محمد مولویدرویش به دلق اندر و اندر بغلش گوهراو ننگ چرا دارد از در به در افتادن
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۲ جلال الدین محمد مولویعیسی چو توی ما را همکاسه مریم کنطنبور دل ما را هم ناله سرنا کن
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۶ جلال الدین محمد مولویتو از پس پرده دل ناگاه سری درکنتا هر سر موی من گردند چو سرمستان
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۷ جلال الدین محمد مولویاز بهرِ دل ما را، در رقص درآ یاراوز ناز چنین میکن؛ آن زلفِ کمند ای جان
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۹ جلال الدین محمد مولویحال است محال او مزد است وبال اوعدل است همه ظلمش داد است از او بهتان
