جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۵۷۰ از ۶۴۷
- شمارهٔ ۱۹۱ - مطلع دوم خاقانی شروانیخاقان اکبر کز فلک بانگ آمدش کالامر لکدر پای او دست ملک، روح معلا ریخته
- شمارهٔ ۲۰۱ - مطلع دوم خاقانی شروانیای با دل سودائیان عشق تو در کار آمدهترکان غمزت را به جان دلها خریدار آمده
- غزل شمارهٔ ۲۱۷ خاقانی شروانیروزم به غم فرو شُد، لابل که عمر نیزحالم به هم برآمد لابل که کار هم
- غزل شمارهٔ ۲۲۳ خاقانی شروانیچو شیر، آتشین چنگ و چست آمدمپی هر پلنگی که من داشتم
- شمارهٔ ۲۲۸ - این قطعه را ارتجالا ساخته و به دار الخلافهٔ بغداد فرستاده است خاقانی شروانیچو آسمان ورق عهد مقتفی بنوشتبرآمد آیت مستنجد از صحیفهٔ حال
- غزل شمارهٔ ۲۳۰ خاقانی شروانیشاهدانِ آتشین لب، آب دندان آمدندکهآب کار و کار آبی را به هم درساختیم
- غزل شمارهٔ ۲۶۱ خاقانی شروانینیم شب پی گم کنان در کوی جانان آمدمهمچو جان بیسایه و چون سایه بیجان آمدم
- شمارهٔ ۲۶۶ - در شکر انعام رئیس شمس الدین خاقانی شروانیدی فرد و خفته بخت سوی ارمن آمدمامروز جفت نعمت بسیار میروم
- شمارهٔ ۲۷۲ خاقانی شروانیز کام نهنگان برون آمدیمز غرقاب دریای خون آمدیم
- شمارهٔ ۲۹۱ - در تعریض بر بُندار رازی خاقانی شروانیبا این بیان ز وصف تو امروز عاجزمکو جنتی است آمده ز افلاک بر زمین
- غزل شمارهٔ ۲۹۷ خاقانی شروانیگر به جان فرمان دهی فرمان برمآمدی ناخوانده بیفرمان مشو
- غزل شمارهٔ ۳۰۲ خاقانی شروانیای به خوان زلف تو یوسف طفیلی آمدهکیست کو بیخون دل یک لقمه خورد از خوان تو
