جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۵۷۱ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۸۴۳ جلال الدین محمد مولویدریا پَیَش، ترش رو، او ابر نوبهارستعالم بدوست شیرین، قاصد ترش نماید
- غزل شمارهٔ ۸۷۳ جلال الدین محمد مولویچون لب خموش باشد دل صدزبان شودخاموش چند چند بخواهیش آزمود
- غزل شمارهٔ ۸۹۳ جلال الدین محمد مولویتو لحد خویش را پر کن از زر صدقپر مکنش از مس شهوت و حرص و حسد
- غزل شمارهٔ ۸۹۵ جلال الدین محمد مولویصدق نگر بینفاق وصل نگر بیفراقطاق طرنبین و طاق طاق شوم کان رسید
- غزل شمارهٔ ۹۰۰ جلال الدین محمد مولویچنان گریزد نامش چو قصد گفتن بیندکه گفت نیز نتانی که آن فلان بگریزد
- غزل شمارهٔ ۹۲۵ جلال الدین محمد مولویز موج بحر برقصند خلق همچو صدفولیک همچو صدف بیخبر ز گوهر عید
- غزل شمارهٔ ۹۴۰ جلال الدین محمد مولویاگر کُهم هم از آواز تو صدا دارموگر کهم همه در آتش توم کهدود
- غزل شمارهٔ ۹۵۱ جلال الدین محمد مولویهر آنک صدر رها کرد و خاک این در شدهزار قفل گران را دلش کلید شود
- غزل شمارهٔ ۹۶۷ جلال الدین محمد مولویگل صدبرگ برگ عیش بساختروی سوی بنفشه زار نهاد
- غزل شمارهٔ ۹۸۴ جلال الدین محمد مولویچون صدف ما دهان گشادستیمکهابر فضل تو درفشان آمد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰۵ جلال الدین محمد مولویکافر صدساله چو بیند تو راسجده کند زود مسلمان شود
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۲ جلال الدین محمد مولویقطره دریای منی دم چه زنی بیشغرقه شو و جان صدف پر ز گهر دار
