جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۶۳۶ از ۱٬۰۳۳
- شمارهٔ ۱۴۷ جامیکیست آن شوخ که مهمان تهیدستان استکه ز سر تا به قدم شعبده و دستان است
- شمارهٔ ۱۴۹ جامیهرکه جوید شرف وصل تو از حیله عقلبهر بام فلک از شعبده پر میسازد
- شمارهٔ ۱۵۲ جامیخواهیم بهر هر قدمش تحفه دگرلیکن مقصریم که جان در بدن یکی ست
- شمارهٔ ۱۵۵ جامیسبحه به کف شمار بدیهای خود کنمبیرون ز سبحه دسترس دیگرم نماند
- شمارهٔ ۱۵۶ جامیچو از تن تیر تو جان را بدزددز تیرت سینه پیکان را بدزدد
- شمارهٔ ۱۵۸ جامیصاحب سایه بود عشق تو و من سایهبروم یا بدوم چون برود یا بدود
- شمارهٔ ۱۵۹ جامیبدرم خرقه شکیباییچون شکیبا نمی توانم بود
- شمارهٔ ۱۶۲ جامیکشم به پیش توجان لیک چون تو شاهی راچه التفات بدین تحفه حقیر من است
- شمارهٔ ۱۶۳ جامیصبا چو حلقه آن زلف تابدار گشادگره ز رشته جانهای بی قرار گشاد
- شمارهٔ ۱۶۳ جامیاز جگر جامی کباب آور ز خون دل شرابکامشب آن خوانخواره بدمست مهمان من است
- شمارهٔ ۱۶۳ جامیسواره چون بدر آیی ز فرق تاجورانبغیر تاج و ز تو جز سم سمند مباد
- شمارهٔ ۱۶۴ جامییار هر دم سر بازار دگر می طلبدچشمها چار خریدار دگر می طلبد
