جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۱۷۹ نتیجه برای «جز» · صفحهٔ ۶۴۷ از ۶۸۲
- غزل شمارهٔ ۳۰۷۳ جلال الدین محمد مولویز مور و مار خریدت امیر کن فیکونبپوش خلعت میری جزای مأموری
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۵ جلال الدین محمد مولویبیا تو جزو منی جزو را ز کل مسکلبچفس بر کل زیرا کل کلان داری
- بخش ۷۹ - عذر گفتن شیخ بهر ناگریستن بر فرزندان جلال الدین محمد مولویرحمت جزوی بود مر عام رارحمت کلی بود همام را
- بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را جلال الدین محمد مولویگر تو پیلی خصم تو از تو رمیدنک جَزا طَیْرًا أَبَابِیلَت رسید
- بخش ۵۷ - حمله بردن سگ بر کور گدا جلال الدین محمد مولویکور عاجز شد ز بانگ و بیم سگاندر آمد کور در تعظیم سگ
- بخش ۵۱ - جواب گفتن آن قاضی صوفی را جلال الدین محمد مولویبدگمانی نعل معکوس ویستگرچه هر جزویش جاسوس ویست
- بخش ۱۰۳ - بقیهٔ قصهٔ پیر چنگی و بیان مخلص آن جلال الدین محمد مولویچون برآمد روزگار و پیر شدبازِ جانْشْ از عجز، پشّهگیر شد
- بخش ۷۷ - رجوع کردن به قصهٔ قبه و گنج جلال الدین محمد مولوینک خیال آن فقیرم بیریاعاجز آورد از بیا و از بیا
- بخش ۱۳۱ - درک وجدانی چون اختیار و اضطرار و خشم و اصطبار و سیری و ناهار به جای حس است کی زرد از سرخ بداند و فرق کند و خرد از بزرگ و طلخ از شیرین و مشک از سرگین و درشت از نرم به حس مس و گرم از سرد و سوزان از شیر گرم و تر از خشک و مس دیوار از مس درخت پس منکر وجدانی منکر حس باشد و زیاده که وجدانی از حس ظاهرترست زیرا حس را توان بستن و منع کردن از احساس و بستن راه و مدخل وجدانیات را ممکن نیست و العاقل تکفیه الاشارة جلال الدین محمد مولویکه بگفتم کین چنین کن یا چنانچون نکردید ای موات و عاجزان
- بخش ۳۲ - تهدید فرستادن سلیمان علیهالسلام پیش بلقیس کی اصرار میندیش بر شرک و تاخیر مکن جلال الدین محمد مولویمثنوی چندان شود که چل شترگر کشد عاجز شود از بار پر
- بخش ۳۱ - حکایت آن مرد تشنه کی از سر جوز بن جوز میریخت در جوی آب کی در گو بود و به آب نمیرسید تا به افتادن جوز بانگ آب# بشنود و او را چو سماع خوش بانگ آب اندر طرب میآورد جلال الدین محمد مولویما رمیت اذ رمیت خواندهایلیک جسمی در تجزی ماندهای
- بخش ۱۹۸ - تمثیل گریختن مؤمن و بیصبری او در بلا به اضطراب و بیقراری نخود و دیگر حوایج در جوش دیگ و بر دویدن تا بیرون جهند جلال الدین محمد مولویجزو شید و ابر و انجمها بدینفس و فعل و قول و فکرتها شدی
