جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۶۷۶ از ۱٬۱۳۷
- شمارهٔ ۴۰۳ جامیدیگران را دیده روشن گرچه از مردم بودجز به روی آن پریرو چشم من روشن مباد
- شمارهٔ ۴۰۳ جامیبه سختی می رود جان از تنم نادیده دیدارترخت بنمای و جان دادن بر این دلخسته آسان کن
- شمارهٔ ۴۰۵ جامیجویها بین به رخ افتاده من گریان رابس که از دیده به رو سیل دمادم گذرد
- شمارهٔ ۴۰۶ جامیتو مست خواب و من نظاره گر دزدیده در رویتچو آن دزدی که گل چیند به باغ از باغبان پنهان
- شمارهٔ ۴۰۷ جامیز غیرش دیده دربستم مکن گو جا به دل هر بتکه این شهریست از آمد شد بیگانه دربندان
- شمارهٔ ۴۱۱ جامیدر دل از پیکان دری بگشا که راه دیده رابر خیالت مردم از اشک جگرگون بسته اند
- شمارهٔ ۴۱۳ جامیخورشید و ماه را چه برابر کنم به توبنشین دمی که دیده منور کنم به تو
- شمارهٔ ۴۱۶ جامیز آب چشم و دود دل ز دیدار تو محروممکه گاه این گاه آن پیش دو چشم روشنم گیرد
- شمارهٔ ۴۱۷ جامینیاید آشکارا خنده بر لب غنچه را دیگراگر دزدیده زیر لب تبسم کردنت بیند
- شمارهٔ ۴۱۸ جامیگریه گویند گناه است ز شوق رخ خوبچند دور از تو بود دیده من غرق گناه
- شمارهٔ ۴۱۹ جامیاشکم از دیده چو بی آن رخ گلگون بچکدلاله ها بردمد از خاک وز آن خون بچکد
- شمارهٔ ۴۲۳ جامیبه بزم عشق تو مستغنیم ز ساقی و مطربمیم ترشح دیده ست و نی ترنم ناله
