جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۶۸۲ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۶۳۰ جلال الدین محمد مولویوان غصه که میگویی آن چاره نکردم دیهر چاره که پنداری آن نیز غرر باشد
- غزل شمارهٔ ۶۳۴ جلال الدین محمد مولویگر درخور عشق آید خرم چو دمشق آیدور دل ندهد دل را ویران چو حلب بیند
- غزل شمارهٔ ۶۳۹ جلال الدین محمد مولوییک قطره از آن بحر جدا شد که جدا نیستکآدم ز تک صلصل فخار برآمد
- غزل شمارهٔ ۶۴۳ جلال الدین محمد مولویمن در عجب افتادم از آن قطب یگانهکز یک نظرش جمله وجودم همه جان کرد
- غزل شمارهٔ ۶۴۹ جلال الدین محمد مولویدر خود چو نظر کردم خود را بندیدمزیرا که در آن مه تنم از لطف چو جان شد
- غزل شمارهٔ ۶۵۸ جلال الدین محمد مولویچو ماهی باش در دریای معنیکه جز با آب خوش همدم نگردد
- غزل شمارهٔ ۶۵۹ جلال الدین محمد مولویدویدم پیش و گفتم باده خوردینمیترسی که عقل انکار دارد
- غزل شمارهٔ ۶۶۴ جلال الدین محمد مولویدلی دارم که خوی عشق داردکه جز با عاشقان همدم نگردد
- غزل شمارهٔ ۶۶۵ جلال الدین محمد مولوینگر آخر دمی در نحن اقربنظر را تا نجنباند نجنبد
- غزل شمارهٔ ۶۷۷ جلال الدین محمد مولویچو دیوانه همیگردم به صحراکه آن آهو در این صحرا کجا شد
- غزل شمارهٔ ۶۸۶ جلال الدین محمد مولویذرات جهان به عشق آن خورشیدرقصان ز عدم به سوی هست آمد
- غزل شمارهٔ ۶۹۸ جلال الدین محمد مولویمانند خیال تو ندیدمبوسه دهد و دهان ندارد
