جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۶۹۰ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۱ جلال الدین محمد مولویور شه عقل که عالم همگی چاکر اوستجهت خدمت او بست کمر میرسدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۸ جلال الدین محمد مولویدر میان خارها چون خارپشتسر درون و شادمان و راد باش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۶ جلال الدین محمد مولویروحیست بینشان و ما غرقه در نشانشروحیست بیمکان و سر تا قدم مکانش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۸ جلال الدین محمد مولویبیچاره آدمی که زبونست عشق رازفت آمد این سوار بر این اسب پشت ریش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۱ جلال الدین محمد مولویعیسی جان دررسید بر سر عازر دمیدعازر از افسون او حشر شد از گور خویش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۶ جلال الدین محمد مولویهر چه بود آن خیال گردد روزی وصالچند خیال عدم آمد در هست دوش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۱ جلال الدین محمد مولویکسی که خورد شرابش ز دست ساقی عشقشهمان شراب مقدم تو پر کن و برسانش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۳ جلال الدین محمد مولویز غیرتش گله کردم به خنده گفت مراکه هر چه بند کند او تو را براندازش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۴ جلال الدین محمد مولویسری برآر که تا ما رویم بر سر عیشدمی چو جان مجرد رویم در بر عیش
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۰ جلال الدین محمد مولویخاک آدم پر از عقیق چراست؟تا به معدن کشد به ناکامش
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۱ جلال الدین محمد مولویهر غم و شادییی که صورت بستپیش تصویر توست خدمت کوش
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۷ جلال الدین محمد مولویمدارم یک زمان از کار فارغکه گردد آدمی غمخوار فارغ
