جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۶۹۵ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۷۸ جلال الدین محمد مولوینوشد لب صدیقش ز اکواب و اباریقشدر خم تقی یابی آن بادهٔ نابی را
- غزل شمارهٔ ۱۸۶ جلال الدین محمد مولویهرگز کسی نرقصد تا لطف تو نبیندکاندر شکم ز لطفت رقص است کودکان را
- غزل شمارهٔ ۱۹۹ جلال الدین محمد مولویدر آسمان ز غلغل لبیک حاجیانتا عرش نعرهها و غریوست از صدا
- غزل شمارهٔ ۲۳۷ جلال الدین محمد مولویپس جوابم داد او: «کز تو است این کار ماهر چه گویی وادهد، چون صدا کهسار ما»
- غزل شمارهٔ ۳۰۱ جلال الدین محمد مولویهله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشبکه براق بر در آمد فاذا فرغت فانصب
- غزل شمارهٔ ۳۰۶ جلال الدین محمد مولویرغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایببنشین میان مستان اینک مه و کواکب
- غزل شمارهٔ ۳۴۲ جلال الدین محمد مولویگل صدبرگ دید آن روی خوبشبه بلبل گفت گل گلزار اینست
- غزل شمارهٔ ۳۴۸ جلال الدین محمد مولویصدایی کز کمان آید نذیریستکه اغلب با صدایش زخم تیریست
- غزل شمارهٔ ۴۲۹ جلال الدین محمد مولویقصد جان جمله خویشان کنیمهر چه خویش ما کنون اغیار ماست
- غزل شمارهٔ ۴۵۸ جلال الدین محمد مولویاین دست خود همی برد از عشق روی اووان قصد جانش کرده که بس زشت و منکریست
- غزل شمارهٔ ۵۵۲ جلال الدین محمد مولویبس که بیان سر تو گرچه به لب نیاوریهمچو خیال نیکوان سوی صدور میرود
- غزل شمارهٔ ۵۵۶ جلال الدین محمد مولویجزو دوید تا به کل خار گرفت صدر گلجذبه خارخار بین کان دل خار میکند
